تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 772

مساهمون:

ص٧٧٢
چنان جمله‌اى وارد كند كه واقعهء جنگ در برابرش كوچك شمرده شود . ( 59913 - 59854 )

فان خطت بكم . . . ،

كلمه خطو به معناى گام برداشتن استعاره از آن است كه أمور هلاكت‌زا وانديشه‌هاى سفيهانهء ستيزه جويشان براي دومين مرتبه آنان را به جنگ ومخالفت با وى بكشاند ، وجه تشبيه اين سوق دادن به گام برداشتن آن است ، همچنان كه قدم زدن ، صاحبش را به هدفش مىرساند ، اين أمور نيز أو را به اين مخالفت مىرساند وشرط مقدر در اين مورد اين است : اگر شما به مخالفت با من برگرديد ، من براي قيام در مقابل شما آماده‌ام . نزديك كردن اسبها وپالان گذاشتن بر شتر ، كناية از آمادگى وى براي حمله بر آنها مىباشد ، ورحّلتها يعنى پالان را بر پشت شتر محكم بستم . براي به هراس انداختن آنان در مقابل مخالفت وبيعت شكنى با آن حضرت همين اعلام آمادگى وى كافى است ونوبت به حمله كردن نمىرسد زيرا ممكن است وقتي كه اعلام آمادگى را شنيدند وفهميدند ، توبه كنند وبرگردند ، پس به اين دليل بود كه اخطار به حمله كردن برايشان را مشروط به هنگامى فرمود ، كه وى را مجبور كنند تا به سوى آنان حركت كند وبا آنها بجنگد واين در صورتي است كه معلوم شود كه كار درست نمىشود مگر به تاختن بر آنان كه ضرورت حفظ دين أو را بر اين امر ناگزير كرده است واين كه در توصيف چنين جمله‌اى فرموده است : واقعهء جنگ جمل در مقابلش مانند يك ليس زدن ليسنده است كناية از شدت حمله مىباشد ووجه اين تشبيه حقارت وناچيزى واقعهء جنگ جمل نسبت به اين حمله است . پس از آن كه آنان را از كيفر وعقوبت بيم داده ، مطلبي را خاطر نشان فرموده است كه مايهء خوشحالى واميدوارى مىباشد ، وآن عبارت است از پذيرفتن واعتراف به فضيلت وبرترى آنان كه مطيع هستند وكساني كه خيرخواه ونصيحت كننده مىباشند ، ونيز چنان نيست كه كيفر گنهكار را بر بىگناه وارد كند ودر عوض عهد شكنان ، وفا