تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 759

مساهمون:

ص٧٥٩
بر محلّ است واين تعبير بعدها بسيار به كار گرفته شده است ، مثلا وقتي كه كسى نعمت خود را به ديگرى اختصاص دهد گفته مىشود فلانى ، أو را صنيعهء ( برگزيده ) خود قرار داده ، مثل قول خداوند :
« وَاصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي
« 13 » » . ( 59446 - 59389 )

لم يمنعنا . . . هناك ،

اين جا نيز به منظور افتخار به شرافت خانوادگى خود بر معاوية منت مىگذارد كه با همهء فضايلى كه نسبت به تو وفاميلت داريم از آميزش وازدواج با طايفه شما خوددارى نكرديم . واژهء عادى منسوب به عاد است كه قوم حضرت هود پيغمبر مىباشند واين نسبت كناية از قديم بودن فضيلت وشرافت بني هاشم بر بنى أمية مىباشد . فعل الأكفاء منصوب ( مفعول مطلق ) از فعل مقدّر است . ولستم هناك ، حرف واو ، حاليه وعامل در حال فعل خلطناكم ، در عبارت قبل مىباشد واين جمله كناية از دورى بنى أمية از درجهء هم كفوى با بني هاشم در ازدواج است يعنى شما شايستگى اين درجه ومقام را نداريد ، وامام ( ع ) با بيان مقايسهء ميان حالات بني هاشم وبنى أمية كه در برابر هر پستى ورذيلت براي عده‌اى از بنى أمية ، فضيلت وشرافتى براي افرادى از بني هاشم ذكر كرده ، ادعاى خود را كه لياقت نداشتن بنى أمية براي آميزش با بني هاشم بوده اثبات كرده است ، زيرا هنگامى كه از دو طرف ، اشخاص با فضيلت ، وافراد ناشايست وبىلياقت ، مشخص شدند نسبت دادن هر كدام از دو خانواده به شرافت ويا پستى آشكار ومعلوم مىشود كه كدام يك سزاوار كدام نسبت مىباشد ، بدين علت نخست پيامبر را از بني هاشم ذكر كرده ودر مقابلش ، تكذيب كنندهء أو را از بنى أمية يادآور شد كه أبو جهل بن هشام مىباشد كه قرآن نيز به أو اشاره مىفرمايد :
« وَذَرْنِي وَالْمُكَذِّبِينَ
« 14 » »
هامش
( 13 ) سوره طه ( 20 ) آية ( 41 ) ، يعنى : تو را براي خود برگزيدم . ( 14 ) سوره مزمل ( 73 ) آية ( 10 ) يعنى : مرا با تكذيب كنندگان واگذار كن .