آنچه مربوط به حق خداى تعالى است دو امر مىباشد :
1 - در أمور پنهانى وكارهاى غير آشكار خود از مخالفت فرمان الهى بپرهيزد كه اين است تقواى حقيقي وسودمند .
( 58545 - 58538 )
حيث لا شهيد غيره ولا وكيل دونه ،
در اين جمله كه جايگاه وموضع پنهان داشتن عمل ، وپوشاندن ك أرها را بيان فرموده واين كه گواه وصاحب اختياري بجز خداوند نيست هدف حضرت ، هشدار وترساندن اوست كه حق تعالى به رازهاى پنهانى بندگان وكارهاى پوشيدهء آنها آگاه است وتو هم نشود كه هر كس مخفيانه عملي انجام داد يا رازي در دل داشت تنها خودش آگاه است وديگرى از آن خبر ندارد ، آرى تنها خداست كه بر تمام اسرار ، آگاه ودر كليهء أمور صاحب اختيار است .
2 - در فرمانبردارى از دستورهاى خداوند ظاهر وباطن خود را يكى كند وعبادتهايى را كه در آشكار انجام مىدهد خالى از خودنمايى وريا وسمعه بجاى آورد .
حرف « ما » در عبارت فيما ، موصول وبه معناى الذي مىباشد واحتمال مىرود كه مصدريه باشد .
( 58591 - 58546 )
ومن لم يختلف . . . العبادة ،
امام ( ع ) با ذكر اين جمله نمايندهء خود را بر اين امر تشويق ووأدار مىكند كه حالت نهان وآشكار ، وكردار وگفتارش را يگانه كند زيرا اين عمل سبب اخلاص در عبادت خداوند ، واداى امانت أو مىشود كه با زبان پيامبرش وپيشوايان ديني بندگان خود را بر آن مكلف كرده وبديهي است كه اين مطلب موجب كسب ثواب از نزد پروردگار وأمان يافتن از خشم وعذاب الهى مىباشد .
دستورهايى كه در بارهء رفتار با مردم ومهربانى كردن نسبت به آنان صادر فرموده ، نيز دو قسم مىباشد كه قسمتى به صاحبان أموال تعلق دارد كه بايد