منظور از شرّ ، كه در كلام حضرت آمده است كيفر وعقوبت قولي يا عملي است كه ابن عباس نسبت به آن مردم در مقابل خلافهاى گذشتهشان روا مىداشت .
( 57468 - 57452 )
فانّا شريكان في ذلك ،
چون در عبارت گذشته أو را امر به تدبر وتفكر در گفتار وكردار كرد ، جملهء أخير را به جاى علت درستى اين امر ذكر كرده است ، به دليل اين كه أو نمايندهء حضرت است وهر كار نيك يا عمل زشتى را كه انجام دهد امام هم در آن شريك مىباشد زيرا آن حضرت سبب بعيد است ووالى وى سبب قريب . أبو العباس كه در سخن امام آمده ، كنيهء عبد اللَّه عباس مىباشد ، وعرب كسى را كه احترام مىكند أو را به كنيهاش خطاب مىكند ، بعضي گفتهاند :
اكنّيه حين أناديه لأكرمه :
هنگامى كه أو را ندا مىكنم به كنيه مىخوانم تا وى را احترام كرده باشم .
با اين كه امام ( ع ) هنگامى كه ابن عباس را به نمايندگى خود برگزيد أو را براي اين كار شايسته ولايق مىدانست در اين جا به أو خاطر نشان مىسازد كه همان حالت را حفظ كند وپيوسته شايستگى خود را كه مورد حسن ظن امام بوده است با خود داشته باشد ، وبايد توجه داشت كه اين امر امام دليل بر آن نيست كه ابن عباس در كارهايش عملي بر خلاف فرمان وى انجام داده وباعث تغيير حسن نظر أو ، در بارهء خود شده باشد بلكه فقط به اين منظور است كه در آينده تغيير روش ندهد . توفيق از خداست .