تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 667

مساهمون:

ص٦٦٧
( صريح ) : پاك نسب ( لصيق ) : زنازاده‌اى كه به غير پدرش نسبت داده مىشود ( خلفه ) : كساني كه بعد از أو مىآيند . ( نعشنا ) : بالا برديم ( فوج ) : گروه ، جماعت

[ ترجمه ]

« پس از حمد خدا ونعت رسول ، اين كه شام را از من درخواست كردى ، بدان ، كه من هرگز آنچه را كه ديروز از تو منع كرده‌ام ، امروز به تو نخواهم بخشيد ، واما اين كه گفته‌اى كه جنگ ، عرب را خورده ، بجز نيمه جانهاى باقي مانده ، آگاه باش هر كه را حق خورده رهسپار بهشت شده است وهر كس را كه باطل خورده باشد به سوى دوزخ روان است ، واما اين كه من وتو در به جنگ وداشتن مردان يكسان هستيم ، كوشش تو بر شك وترديد از كوشش من بر يقين وباور بيشتر نيست ، ومردم شام نسبت به دنيا از مردم عراق نسبت به آخرت حريصتر نيستند ، واين كه گفته‌اى : ما فرزندان عبد مناف هستيم ، ما نيز چنين مىباشيم ، اما نه اميّه مانند هاشم است ونه حرب مانند عبد المطلب ، ونه أبو سفيان شبيه أبو طالب ونه مهاجر مانند آزاد شده ونه پاكيزه نسب ، مثل زنازاده ونه راستگو ودرستكار مانند دروغگو وبدكردار ونه مؤمن همانند منافق ودورو ، مىباشد ، بد فرزندى است ، آن كه پيروى كند پدرى را كه در آتش دوزخ افتاده است . علاوة بر اينها ، در دست ماست فضل وبزرگوارى نبوت وپيامبرى ، كه به آن وسيله ، ارجمند را خوار وذليل وبىمقدار را بلند مقام كرديم ، وموقعى كه خداوند عرب را گروه گروه در دين اسلام داخل كرد ، واين أمت ، برخى با ميل وعده‌اى از روى كراهت به اسلام گرويدند ، شما از كساني بوديد كه يا به سبب دنيا دوستى ويا ترس ، در دين داخل شديد واين هنگامى بود كه پيشروان سبقت گرفته بودند وهجرت كنندگان نخست ، بزرگوارى خويش را دريافتند . بنا بر اين براي شيطان در خود بهره‌اى قرار مده وراه أو را در وجودت باز مگذار . »
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 667 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم