بود كه روز جنگ دو دستش در راه خدا بريده شد .
( 56348 - 56309 )
وأراد من لو شئت ذكرت اسمه . . . اجّلت ،
حضرت در اين جمله اشاره به خود كرده است كه مثل آنان كه نامشان را برده ، آرزوى شهادت داشت اما هنوز وقتش نرسيده بود به دليل آن كه براي هر فردى از افراد وجامعهاى از جوامع عمرى ومدت مشخصى است كه هر وقت اجلش سرآمد يك لحظه پس وپيش ندارد .
پس از آن كه دليل برترى وفضيلت خود وخاندانش را بر ديگران روشن كرده ، از گردش روزگار اظهار شگفتى مىكند ، كه أو را با اين همه فضيلت در رديف ناشايستگان وكساني قرار داده است كه هيچ گونه عملي كه آنان را به خدا نزديك كند ، ندارند ،
( 56355 - 56349 )
الّا ، ان يدّعى مدّع مالا اعرفه ،
مقصود از مدّعى معاوية است كه امكان دارد در دين وسابقهء در اسلام ، براي خود ادعاى فضيلت كند كه بكلى در أو ، وجود ندارد .
( 56360 - 56356 )
ولا أظن اللَّه يعرفه ،
امام ( ع ) پس از آن كه فرمود من فضيلتى براي أو در پيشگاه خدا نمىبينم ، در اين عبارت اظهار مىدارد ، گمان نمىكنم حتى در علم خدا هم فضيلتى براي وى وجود داشته باشد ، يعنى أصلا أو را فضيلتى نيست ، تا مورد علم حق تعالى واقع شود ، زيرا وقتي چيزى وجود نداشته باشد ، در آينهء علم الهى هم نمايان نخواهد بود ، وپس از آن كه فضيلت را براي خود وعدم آن را براي طرف مقابل خويش اثبات فرمود ، به حمد وثناى خدا پرداخته و ، وى را به سبب اين نعمت ، شكر وسپاس كرد .
واژهء الّا در اين عبارت استثناى منقطع است زيرا ادعاى مدعى از نوع مطالب گذشته نيست .
( 56429 - 56361 ) پس از آن كه معاوية در نامهء خود ، درخواست كرد كه امام ( ع ) قاتلان