تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 624

مساهمون:

ص٦٢٤
امام ( ع ) در سخنان خود ، احمرار بأس را كناية از شدت جنگ آورده است به دليل اين كه شدت در جنگ سبب ظهور سرخى خون در آن مىباشد ، اگر چه كثرت استعمال اين لفظ ( از روشنى معنايش ) جنبهء كناية بودن را از بين برده است ، وموت احمر ( مرگ سرخ ) كناية از سختى آن است ، ودر جنگ وهر گونه شدتي كه باعث خونريزى شود ، اين كلمه استعمال مىشود . بدر نام چاهى است كه به اسم حفر كنندهء آن نامگذارى شده است . واما قتل عبيدة بن حرث بن عبد المطلب كه به دست عتبة بن ربيعه واقع شد از اين قرار است هنگامى كه در جنگ بدر ، مسلمانان با مشركان روبرو شدند ، عتبه وبرادرش شيبه وپسرش وليد حمله كردند ومبارز طلبيدند ، گروهى از أنصار به سوى آنها رو آوردند ، اما آنها گفتند ما هماوردهاى خويش از مهاجران را مىخواهيم ، حضرت رسول رو كرد به حمزه ، وعبيده وأمير المؤمنين ( ع ) وفرمود برخيزيد ، عبيده كه سنش زيادتر بود با عتبه بن ربيعه مواجه شد ، وحمزه با شيبه ، علي ( ع ) هم با وليد به مبارزه پرداختند ، دو نفر أخير حريفان خود را به قتل رساندند اما عبيده وعتبه ، دو ضربت با يكديگر رد وبدل كردند وهيچ كدام نتوانست ديگرى را از پاى در آورد ، حمزه وعلي ( ع ) بر عتبه حمله برده وأو را به قتل رساندند وسپس جنازهء نيمه جان عبيده را در حالي كه دستش بريده ومغز سرش روان بود به سوى پيامبر حمل كردند وقتي عبيده حضور حضرت رسيد ، عرض كرد : يا رسول اللَّه ( ص ) آيا من شهيد نيستم ؟ حضرت فرمود : آرى تو شهيد هستى ، در اين هنگام عبيده گفت : اگر أبو طالب زنده بود مىدانست كه من سزاوارترم به آنچه كه در شعرش گفته است : « ما تا جايى تسليم پيامبريم كه حاضريم براي حمايت أو ، نزد وى به خاك وخون افتيم ، واز زن وفرزندان خويش فراموش كنيم . » وحمزة بن عبد المطلب را وحشى در جنگ أحد كه پس از واقعهء بدر