تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 595

مساهمون:

ص٥٩٥
توست ، وتو ، يكى از خزانه‌داران أو مىباشى كه آن را به من تسليم كنى ، ومن اميدوارم براي تو فرمانرواى بدى نباشم ، والسلام . »

[ شرح ]

( 55916 - 55906 ) از شعبى نقل شده است كه وقتي أمير المؤمنين به كوفه منتقل شد كه أشعث بن قيس از زمان عثمان حكمران سرزمين آذربايجان بود ، أمير المؤمنين كه زمام أمور را به دست گرفت ، نامه‌اى براي آگاهى به أو نوشت وأموال آذربايجان را از وى مطالبه كرد ونامه را با زياد بن مرحب همداني فرستاد وأول نامه از اين جا آغاز مىشود : بسم اللَّه الرحمن الرحيم ، نامه‌اى است از بندهء خدا ، على ، فرمانرواى مؤمنان به جانب أشعث بن قيس ، پس از حمد خدا ونعت پيامبر ، اگر خصلتهاى زشتى در تو نبود ، تو در اين امر كه حكمرانى آذربايجان است بر ديگران مقدم بودى واگر تقواى الهى داشته باشى اميد است عاقبت به خير باشى ، ماجراى بيعت مردم با مرا شنيده‌اى ، طلحه وزبير نخستين بيعت كنندگان با من بودند ، اما بدون هيچ دليلي بيعت را شكستند ، عايشه را از خانه بيرون كشيدند وأو را به منظور جنگ با من به بصره آوردند ، پس من با مهاجران وأنصار به جانب آنان رفتم ، هنگام برخوردمان از آنها خواستم كه از جنگ دست بردارند وبه خانه‌هايشان برگردند ، آنها نپذيرفتند ونبرد را آغاز كردند اما من پيوسته ايشان را نصيحت مىكردم وسرانجام نسبت به باقي ماندهء آنها كمال نيكويى را انجام دادم ، وبدان كه عمل حكمرانى تو . . . تا آخر نامه ، كه ترجمهء آن گذشت ، اين نامه را عبد اللَّه بن أبي رافع ، منشى آن حضرت در ماه شعبان سال سى وشش هجرى نوشت . ( 55960 - 55917 )

انّ عملك . . . بوثيقة ،

اين جمله اشاره به قياس مضمر از شكل أول است كه در اين استدلال ، حضرت بيان فرموده است كه أشعث حق ندارد رعيت خود
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 595 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم