كند ، با توجه به مذمتي كه حضرت از أبو موسى فرمود وناشايستگى أو را براي امر حكميت روشن كرد ، نظر مباركش بر اين بود كه بايد عبد اللَّه عباس براي اين امر انتخاب شود ، اما مردم آن را نپذيرفتند ، به تعبير ديگر چنين روايت شده است كه وقتي امام ( ع ) ديد يارانش اصرار دارند كه بايد أبو موسى اين امر را به عهده گيرد ، فرمود : اى مردم معاوية براي اين كار عمرو عاص را برگزيده است كه كمال اطمينان به رأى ونظر أو دارد واما براي قرشي ( كه خود ويارانش بودند ) كسى غير از قرشي سزاوار اين امر نيست واين شخص عبد اللَّه بن عباس است ، أو را براي اين امر انتخاب كنيد زيرا عمرو عاص هر گرهى را ببندد فورا آن را مىگشايد وهر پيمانى محكم سازد بزودى آن را نقض مىكند ، وهيچ پيمانى را درهم نمىشكند مگر آن كه زود آن را محكم مىكند ، ( چند چهره وپيمان شكن توانايى است ) ، در اين حال أشعث وچند نفر ديگر برخاستند وگفتند به خدا سوگند تا روز قيامت نبايد دو نفر از قبيله مضر حكميت را به عهده بگيرند بلكه بايد يكى مضرى وديگرى يمنى باشد ، امام ( ع ) فرمود به خدا قسم عمرو بن عاص قرشي نيست اما مىترسم كه يمنى شما را ( أبو موسى ) بفريبد ، أشعث گفت : به خدا سوگند اگر هر دو مطلبي بر خلاف رضاى ما بگويند در حالي كه يكى از آنها يمنى باشد براي ما بهتر است از آن كه به سود ما عمل كنند اما هر دو مضرى باشند ، امام ( ع ) فرمود حال كه شما فقط به أبو موسى چسبيدهايد ، هر كار دلتان مىخواهد بكنيد ، خدايا من كه از كار اينها بيزارم وبه تو پناه مىبرم .
( 55129 - 55112 )
وخذوا مهل الايّام ،
در آخر ، ياران خود را به غنيمت شمردن فرصتهاى روزگار وفضاى باز ميان مدتهاى عمر امر فرموده است كه در فراخناى اين مهلتها آنچه سزاوار حال آنان است ، بر طبق انديشههاى درست انجام دهند ونيز از آنها خواسته است كه نقاط دور دست اسلام يعنى أطراف عراق وحجاز وجزيره وتمام سرزمينهايى كه در قلمرو تصرفات آن حضرت بود ، در احاطه وحفاظت خود