كه در تقدير ومعتقلا رمحا مىباشد وعامل مفعول محذوف است .
( 55070 - 55053 )
الا وانّ القوم . . . تكرهون ،
قوم ، أهل شام هستند وكسى كه أو را براي خود برگزيدند ونزديكترين آنها به چيزى كه دوست مىداشتند عمرو بن عاص بود كه أو را براي حكميت انتخاب كردند واز طرف خود ، أو را منصوب كردند ، وچون بسيار نيرنگ باز بود وتوجه زيادى به معاوية وپولهاى أو داشت از اين رو نزديكترين شخص به امر محبوب آنان بود ، وامرى را كه أهل شام دوست مىداشتند وعمرو عاص از همه كس نزديكتر ، به آن بود ، پيروزى بر أهل عراق وياران علي ( ع ) وتمام شدن كار به نفع معاوية بود ، وكسى را كه أهل عراق براي حكميت برگزيدند ، أبو موساى اشعرى بود وأو نزديكترين آنان به امرى بود كه آن را دوست نمىداشتند يعنى اين كه حكميت به سود آنها تمام نشود ، نزديك وسودمند بودن انتخاب أبو موسى به اين امر نامطلوب معلول يكى از دو علت است يا به دليل غفلت وكودنى أو بود ، ويا اين كه دل خوشى از أمير المؤمنين نداشت ، زيرا وى در زمان پيامبر از طرف آن حضرت والى سرزمين زبيد ، در أطراف يمن بود ، وبعد از پيامبر ، عمر ، مغيره را از ولايت بصره بر كنار ساخت وأبو موسى را بر آن جا نصب كرد وسپس وقتي كه عثمان أو را از بصره برداشت ، در كوفه مسكن گرفت وچون مردم كوفه از والى خود سعيد بن عاص ناراضى بودند وأو را معزول كردند ، أبو موسى را برگزيدند وبه عثمان نامه نوشتند كه وى را والى آنان قرار دهد عثمان نيز أو را بر ولايت كوفه منصوب كرد ، اما موقعى كه عثمان كشته شد علي ( ع ) أو را از آن منصب عزل كرد وأبو موسى از آن به بعد با اين وضع در كوفه بود تا واقعهء حكميّت پيش آمد .
( 55101 - 55071 )
وانما عهدكم بعبد اللَّه . . .
تا آخر ، منظور از عبد اللَّه بن قيس أبو موساى اشعرى است وبا اين جمله امام ( ع ) در مقابل لشكريان خود استدلال كرده است كه نمىبايست أبو موسى را به حكميت برگزينند زيرا موقعى كه حضرت براي جنگ