تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
شيطان را از مسند أحمد حنبل چنين نقل مىكنند كه علي ( ع ) فرمود : در شب معراج خدمت پيامبر بودم ، أو در حجر إسماعيل مشغول نماز ومن نيز نماز مىخواندم ، پس از آن كه هر دو نمازمان را بجاى آورديم من نالهء دردناك شديدي را شنيدم ، خدمت آن حضرت عرض كردم يا رسول اللَّه اين چه فريادى است ؟ فرمود مگر نمىدانى ، اين صداى نالهء شيطان است چون دانسته است كه من در اين شب به آسمان بالا مىروم وأو نااميد شده است از اين كه در روى زمين عبادت شود لذا فرياد دردناكش بلند شده است . اما در بارهء امر وزارت كه پيامبر أكرم براي أمير المؤمنين ( ع ) تثبيت كرد ، از خودش روايت شده است كه وقتي آيهء
« وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
« 73 » » نازل شد ، رسول خدا مرا خواست وبه من امر فرمود كه يك صاع از طعام حاضر سازم وران گوسفندى بر آن بگذارم واندكى شير بياورم ، آنچه دستور داد انجام دادم وپس از تهيهء غذا ماموريت جمع آورى أولاد عبد المطلب را به من محوّل فرمود : من رفتم آنها را فرا خواندم حاضر شدند ، چهل نفر مرد بودند كه در ميان آنان عموهايش أبو طالب ، حمزه ، عباس وأبو لهب وجود داشتند وقتي همه جمع شدند دستور داد غذا را آوردند آن را جلو خود بر زمين گذاشت ، پاره‌اى از گوشت برداشت وقطعه قطعه كرد وآنها را در تمام قسمتهاى ظرف غذا انداخت وبه حاضران گفت به نام خدا تناول كنيد ، همه خوردند وكاملا سير شدند ، به خداى محمد ( ص ) سوگند هر يك از آنان به اندازهء همهء غذايى كه براي تمام جمعيت آورده بودم مىخورد . پس از خوردن غذا ، فرمود : يا علي ( ع ) مهمانان را سيراب كن ظرف شير را حاضر ساختم همه از آن نوشيدند تا سيراب شدند به خدا سوگند هر يكى از آنان مانند همان
هامش
( 73 ) الشعراء ( 26 ) آية ( 214 ) ، يعنى : أول خويشاوندان نزديكترت را از عذاب الهى بر حذر دار .