تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
شود أو را يارى خواهد كرد « 68 » وآية شريفه
« فَلَمَّا أَنْجاهُمْ إِذا هُمْ يَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ »
« 69 » ونيز آيهء ديگر كه مىفرمايد
« إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ
« 70 » » وجز اينها . . . ( 45755 - 45740 )

ولا أذن اللَّه في الكّرة . . . تشذّرا ،

اذن خدا كناية از فرآهم شدن أسباب برگشت به سوى آنها ومهلت داشتن براي تجهيز وسايل وامكانات مىباشد ، در اين عبارت ما به معناى من ، به كار رفته از باب اطلاق اسم عام بر خاصّ ، يا اين كه ما ، به معناى الذي است . ( 45770 - 45758 )

انا وضعت بكلكل العرب . . . ،

در اين قسمت حضرت فضيلت وبرترى خود را از نظر شجاعت وبزرگوارى بر ديگران خاطر نشان ساخته است اما نه فقط به منظور مفاخره ومباهات كه صفتي ناپسند ومذموم است وحتى أساس اين خطبه را بر آن نهاده است ، بلكه مراد آن است كه با اين سخنان دل دشمنان را از بيم وترس ، پر كند وروحيهء دوستانش را تقويت نمايد . واژهء كلكل را استعاره از گروهى از بزرگان عرب قرار داده كه در صدر اسلام آنها را به قتل رساند وجمعيتشان را پراكنده ساخت ودليل مشابهت در اين مورد آن است كه اين گروه در حقيقت مركز قدرت ونيروى عرب بودند ، چنان كه سينهء موجود زنده جايگاه نيرو ، وقوت أو مىباشد وبنا بر قرائت كلاكل به صورت جمع نيز استعاره از همان اشراف عرب است كه امام با آنها جنگيد وآنان را كشت ، ووجه شبه همان است كه ذكر شد واحتمال ديگر آن است كه مجاز باشد از باب اطلاق جزء بر كل يعنى مراد از سينه يا سينه‌هاى عرب ، خود عربها باشد . و
هامش
( 68 ) استفاده شده از آية ( 60 ) سوره حج ( 22 ) است : . . . ثم بغى عليه ينصرنه اللَّه . ( 69 ) سوره يونس ( 10 ) قسمتى از آية ( 22 ) ، يعنى : اى مردم هر ظلم وستمى كه انجام دهيد بر نفس خود كنيد . ( 70 ) سوره محمد ( 47 ) قسمتى از آية ( 6 ) ، يعنى : اگر خدا را يارى كنيد شما را يارى مىكند .