حرف « باء » در كلمهء بكلكل زايد است ومراد از وضع آنها ، ذليل وخوار ساختنشان مىباشد ، وضعته فاتضع ، اين سخن را عرب وقتي مىگويد كه قدر ومنزلت شخصي را پايين آورده باشد وممكن است حرف باء براي الصاق باشد يعنى پستى وخوارى را همراه آنان ساختم ولفظ قرون استعاره از بزرگان دو قبيلهء ربيعه ومضر است كه با آنها جنگيد وآنان را به قتل رساند ، ووجه شبه آن است كه اين گونه افراد نسبت به قبيله خود ، حربهء دفاعى ووسيلهء حمله به دشمن مىباشند چنان كه شاخها براي حيوانها وسيلهء دفاع وحمله است وبا ذكر واژهء كسر كه به معناى شكستن است اين استعاره را ترشيح فرموده است كه كناية از كشتن آنان مىباشد ، ومراد از نواجم قرون افراد سرشناس ومشهور از اين دو قبيله است ، اين مطلب كه حضرت عدهاى از بزرگان قبيلهء مضر را در أوايل اسلام به قتل رسانده امرى روشن ومعروف است اما يادآورى قرون ( شاخها ) ى ربيعه اشاره به كساني از آنهاست كه در جنگهاى جمل وصفين حاضر بودند وحضرت با يارانش آنان را به قتل رساند وهر كس در اين جنگها دقت كند نام اين افراد را مىتواند دريابد .
( 45778 - 45771 )
وقد علمتم موضعي . . . ،
در اين عبارت حضرت شرح مىدهد كه چگونه از أول عمر در خدمت رسول خدا بوده ودر سايهء تربيت وى آمادهء كمالات نفساني علمي واخلاقى برتر شده ومناسبتها واولويتهايى را بيان مىدارد كه در حصول اين تربيت وملازمت ، مؤثر بوده است واينك به ذكر آنها مىپردازيم :
( 45780 - 45779 ) 1 - نخست خويشاوندى نزديك وى با رسول خداست كه با يكديگر پسر عمو بودند ، پدرهايشان برادران اصلى از يك پدر ومادر بودند وديگر أولاد عبد المطّلب ، از يك پدر ومادر نبودند جز زبير كه ( مادرش صفيّه دختر عبد المطّلب با پدر پيغمبر وعلي ( ع ) از يك پدر ومادر بودند ) .
( 45808 - 45781 ) 2 - دوم موقعيت خاصي كه با رسول خدا داشته وآن را با اين مطلب كه