تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
اسلام وجود داشتند وخداوند به بركت اين نعمت بزرگ ايشان را از آن سختيها وناهنجاريها رهايى بخشيد ، وضمير مستتر در دو فعل عقد وجمع به خداى متعال برمىگردد كه قرآن ايجاد الفت ومهربانى در ميان آنان را به خداوند نسبت مىدهد چنان كه مىفرمايد :
« وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ما أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ
« 62 » » ومعناى اين كه خداوند أطاعت آنان را به آيين خود پيوند داد ، آن است كه انديشه‌هاى متفرق ونامنظم آنان را جمع ومرتب كرد ، زيرا در دوران جاهليت وبىدينى كارهاى آنان بر طبق ميلها وخواسته‌هاى نفساني بود كه از هم دورو با همديگر ناموافق بودند . واژهء جناح استعاره از كرامت وبزرگوارى است كه نعمت بعثت پيامبر بر عموم جامعهء آن روز پخش كرد ، وحضرت اين استعاره را با كلمهء نشر كه به معناى افشاندن وانتشار دادن است مرشح ساخته وكناية از آن است كه اين نعمت وكرامت شامل عموم آنان بوده است ولفظ جداول كه به معناى نهرها وجويهاست ، استعاره از أنواع گوناگون نعمتها ، خيرات وكمالات نفساني وبدني مىباشد ، يعنى علل واسبابى كه باعث اين نعمتها است تشبيه شده است به نهرهايى كه آب در آن جريان دارد وفعل اسالت كه به معناى جارى ساخت ، به عنوان ترشيح براي استعاره آورده شده است . ( 45439 - 45416 )

والتقت « 63 » المّلة بهم في عوائد بركتها ،

ديندارى وفرهنگ اسلامى در سودهاى بركتدار خود آنان را ملاقاة ودر زير لوايش جمع‌آورى كرد . گفته مىشود التقيت بفلان في موضع كذا : فلانى را در آن مكان ملاقاة
هامش
( 62 ) سورهء انفال ( 8 ) ، قسمتى از آية ( 62 ) يعنى : . . . اگر تو ، با تمام ثروت روى زمين مىخواستى دلهاى آنها را با هم مهربان كنى ، نمىتوانستى ، واين خدا بود كه ميان ايشان الفت ايجاد كرد ، كه أو بر هر كار توانا وبه مصالح أمور آگاه است . ( 63 ) در متن خطبه التفت ودر شرح خطبه التقت ذكر ، وبر طبق آن شرح داده شده است . ( مترجم )
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 509 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم