تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
( 45275 - 45196 )

فانظروا كيف كانوا . . . للمعتبرين منكم ،

در اين عبارات حضرت به مردم زمان خود دستور مىدهد كه در حال ملتهاى گذشته بنگرند كه چگونه موقعى كه با هم وحدت كلمه داشتند ودلها با هم الفت داشت وگرد هم اجتماع داشتند خداوند تمام خوبيها را به ايشان عطا فرمود ، ودر أوج عزت واقتدار به سر مىبردند ، اما همين كه از آن وضع برگشتند از يكديگر پراكنده شدند وبا هم به دشمنى برخاستند ، خداوند جامهء كرامت وبزرگوارى را از تنشان كند وناز ونعمت را از آنان گرفت وسر گذشتشان مايهء عبرت وپند آيندگان شد ، واين سنت الهى در تمام ملتها ودر همهء زمانها جارى است كه هر گاه مردم أهل حق وحقيقت شدند ، به توحيد رو آوردند ، به وحدت كلمه ومهربانى والفت گراييدند ودلهايشان به همديگر نزديك بود وبراي برقرارى حق وعدالت استقامت ورزيدند ودر اين راه در مبارزهء با دشمنان ، طاغوتها وفراعنهء زمان صبر وتحمل داشتند واز پا ، در نيامدند سرانجام تاج پيروزى بر سر نهند وبر قلّهء خوشبختى قرار گيرند .

والسيوف متناصره ،

برخى برآنند كه تقدير اين عبارت : أهل سيوف است يعنى صاحبان شمشير پيروز مىشوند ، مضاف حذف شده است ولى شارح احتمال داده است كه پيروزى براي شمشيرها استعاره است به اين دليل كه چون شمشيرها هر كدام باعث پشتيبانى ديگرى مىشوند گويا جماعتى از انسانها مىباشند كه به پشتيبانى هم برخاسته‌اند ، ومنظور از نفوذ ديدگان آن است كه پرده‌هاى شبهه را كه مانع وصول به حق هستند پاره مىكنند وبه سوى حق راه مىيابند ومراد از اتحاد عزائم ، آن است كه انديشه‌هاى قاطعانه براي جستن حق وحقيقت با هم اتفاق ويگانگى داشته باشند . كلمه‌هاى مختلفين ومتحاربين ، حال ومنصوبند وجملهء قد خلع در محل نصب وحال است وعبرة هم حال ومنصوب است .