تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
همكارى همت گماشتند ويكديگر را به آن توصيه وتحريص كردند واز هر كارى كه ستون فقرات آنها را درهم شكست وقدرتشان را سست كرد اجتناب ورزيد ، يعنى از كينه‌هاى درونى ، بخل وحسد وپشت كردن به هم وايجاد قبور وسستى بين جامعه سخت دورى گزينيد ، ودر شرح حال مؤمنان پيشين تدبّر كنيد كه چگونه در حال آزمايش بودند . آيا بيش از همه مشكلات بر دوش آنان نبود وبيش از همهء مردم در شدت وزحمت نبودند ، وآيا از همهء جهانيان در تنگناى بيشترى قرار نداشتند ؟ . فرعونها آنان را بردهء خويش ساخته بودند وهمواره در بدترين شكنجه‌ها قرار داشتند ، تلخيهاى روزگار را بر آنان چشاندند واين وضع همچنان با ذلت وهلاكت ومقهوريت ادامه داشت ، نه راهى داشتند كه از اين وضع سر باز ، زنند ونه طريقي براي دفاع از خود مىيافتند تا آن گاه كه خداوند ، جديت واستقامت وصبر در برابر ناملايمات به سبب محبتش وتحمل راحتيها از خوف وخشيتش را در آنان يافت ، در اين موقع از درون حلقه‌هاى تنگ بلا ، راه نجاتي برايشان گشود وذلت را به عزت وترس را به امنيت تبديل كرد ، يعنى آنها را حاكم ، زمامدار وپيشوا ساخت ، وآن قدر كرامت واحترام از ناحيهء خداوند به آنان رسيد كه حتى خيالش را هم در سر نمىپروراندند . پس بنگريد كه آنها در چه حالي بودند ، هنگامى كه جمعيتشان متحد ، خواسته‌هايشان متفق ، قلبها وانديشه‌هايشان معتدل ، دستها پشتيبان هم ، شمشيرها يارى كنندهء يكديگر ، ديدها نافذ وعزمها ومقصودهاشان همه يكى بود . آيا آنان مالك وسرپرست أقطار زمين نشدند ، وآيا زمامدار ورئيس همهء جهانيان نگرديدند ؟ وبه پايان كار ايشان نيز نگاه كنيد ، آن گاه كه پراكندگى در ميانشان واقع شد ، الفتشان به تشتّت گراييد ، هدفها ودلها اختلاف يافت ، به گروههاى بىشمار تقسيم شدند ودر عين پراكندگى با هم به نبرد پرداختند ، در اين هنگام بود كه خداوند لباس كرامت وعزت از تنشان بيرون كرد وفراخى نعمت را از آنان سلب كرد تنها آنچه از آنها باقي ماند ، سرگذشت آنان مىباشد كه در ميان شما به گونهء درس عبرتي