تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
است براي كساني كه بخواهند پند واندرز بگيرند . از سرگذشت فرزندان إسماعيل وإسحاق وبني إسرائيل عبرت گيريد چه بسيار أحوال ملتها با هم مشابه وويژگيها وكارهايشان همانند يكديگر است در حال تشتت وتفرق آنها دقت كنيد زماني كه كسراها وقيصرها مالك آنان بودند سرانجام ايشان را از سرزمينهاى آباد از كرانه‌هاى دجله وفرات واز محيطهاى سر سبز وخرم راندند وبه جاهاى كم گياه وبىآب وعلف ، محل وزش بادها وجاهايى كه زندگى در آن سخت ودشوار است تبعيد كردند ، آنها را در آن جا به حال بينوايى وبيچارگى وهمنشين شترهاى مجروح ودچار كينه وخشم كردند ، وآنان را ذليلترين أمتها قرار دادند ، از نظر سكونت در بىحاصلترين سرزمينها جاى دادند نه كسى داشتند تا آنان را دعوت به حق كند وبه أو پناهنده شوند ونه سايهء الفت واتحادي كه به عزت وشوكتش تكيه كنند زندگيشان درهم وبرهم وقدرتهايشان پراكنده وجمعيت انبوهشان متفرق بود در بلايى شديد وميان جهالتهاى گوناگون فرو رفته بودند ، دختران را زنده به گور وبتها را پرستش مىكردند ، قطع رحم وغارتهاى پى در پى ، در ميان آنان رواج داشت . پس توجه كنيد به بزرگى نعمتهايى كه خداوند به هنگام بعثت پيامبر به آنان ارزانى داشت ، پس أطاعت آنان را به آيين خود پيوند داد وبا دعوتش آنها را متحد كرد ، وبنگريد كه چگونه نعمت ، پر وبال كرامت خود را بر آنها گسترش داد ونهرهاى مواهب خود را به سوى ايشان جارى كرد ، وآيين حق با تمام بركتهايش آنان را در برگرفت ، در ميان نعمتها غرق شدند ، ودر شادابى زندگانى شادمان شدند ، امورشان در سايهء قدرت كامل استوار شد ودر پرتو عزّتى ، پيروز قرار گرفتند ، وحكومتى ثابت وپايدار نصيب آنان شد ، پس زمامدار وحاكم جهانيان وسلاطين روى زمين شدند ، ومالك وفرمانرواى كساني شدند كه قبلا بر آنها حكومت داشتند وقوانين واحكام را در بارهء كساني جارى كردند كه در زمانهاى گذشته در بارهء خودشان اجرا مىكردند كسى قدرت درهم شكستن نيروى آنها را نداشت وهيچ كس خيال مبارزه با آنان را در سر نمىپروراند .