تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
( عالة ) : جمع عائل : فقير وبينوا ( دبر ) : جراحت روى پشت شتر ( وتر ) : كينه ، ودر بعضي نسخه‌ها ، دبر ووبر ذكر شده است ( ونيز به معناى زه كمان ، منجد الطّلاب فارسي ) ( أزل ) : تنگى ( مَوءُودة ) : دختر زنده به گور شده ( شنّ الغاره ) : از همه طرف هجوم آورد ( فكه ) : خوش باطن ، مسرور ، آدم سركش وطغيانگر ( تربعت ) : تحقق يافت وأصل آن جايگزين شدن در بهار است واحتمال ديگر آن است كه تمكن يافت وبا اطمينان جايگزين شد مثل كسى كه چهار زانو مىنشيند . ( تدابر ) : از هم ديگر بريدن ( تخاذل ) : به پيروزى نرسيدن ( عبء ) : بار ( أجهد ) : با مشقّت‌تر ( سمته كذا ) : أو را در اين امر مقدم داشتم . ( غضارت نعمت ) : خوشبويى آن ( مراد ) : درختى است تلخ كه وقتي شتر از آن مىخورد لبهايش باد مىكند وبه طرف بالا كج مىشود ( ترادف ) : كمك كردن وبازوى هم را گرفتن ( تربّعت ) : تحقق يافت وأصل آن جايگزين ( خطر ) : موقعيت عظيم وقدر ومنزلت ( اعراب ) : بيابان نشينان ( اكفاء الإناء ) : ظرف را چپه كردن وبه رو افكندن ( ذرى جمع ذروه ) : قلّهء كوه ( عطف عليه وتعطّف ) : با أو مهربانى كرد وبا نيكيهايش وى را مورد توجه قرار داد . ( انتهاك الحرمة ) : هتك حرمت ، وآبروى كسى را بىسبب بردن ( مقارعه ) : زد وخورد كردن

[ ترجمه ]

مقدمه : در اين فصل امام ( ع ) نخست مردم را توبيخ مىفرمايد زيرا گناهانى را مرتكب مىشوند كه نه موجبى براي آن شناخته مىشود ونه دليل خردمندانه‌اى بر انجام دادنش وجود دارد ، وبعد آنان را امر مىكند كه به منظور به دست آوردن اخلاق پسنديده وكرامتهاى انساني سعى وكوشش داشته باشند وبالآخرة آنها را از عقوبتهايى كه بر امتهاى قبل به سبب گناهان واقع شد ونگريستن به سرانجام كار آنان هشدار مىدهد وجز