خواهر وهمزاد قابيل را براي هابيل وخواهر هابيل را براي قابيل عقد كند ، هابيل كه تسليم فرمان حق تعالى بود به اين امر راضى شد اما قابيل به دليل اين كه دختر همزادش زيباتر بود وبه كابين هابيل در آمد ، از اين امر ناخشنود بود ، حضرت آدم براي حلّ اختلاف به دو پسر خود دستور داد كه در راه خدا قرباني كنند وگفت قرباني هر كدامتان پذيرفته شد آن دختر را به كابين وى در مىآورم ، بنا به روايت ديگرى به آن دو گفت : خدا به من وحى كرده است كه بعضي از فرزندان من در پيشگاه أو ، قرباني خواهند كرد ، پس شما اين عمل را انجام دهيد تا با قبول شدن آن چشم من روشن شود ، قابيل كشاورزى داشت وهابيل گلّهدار وصاحب گوسفند وچهارپايان بود ، هنگام تقديم قرباني ، قابيل پستترين دستهء زراعت خود را به ميدان آورد ، امّا هابيل نيكوترين برّه را تقديم كرد ، هنگامى كه هر دو قربانيان خود را بر بالاى كوه قرار دادند ، حضرت آدم به دعا پرداخت واز خداوند قبولى آن را درخواست كرد ، آتش سفيدى از آسمان آمد ، قرباني هابيل را فرا گرفت ولى از قابيل پذيرفته نشد زيرا نيّتش خالص نبود چنان كه ذكر شد خداوند در قرآن اين مطلب را بيان فرموده است كه دنبالهء آيهء قبل اين است : . . . پس قرباني يكى از آنها پذيرفته شد بدون ديگرى ، وقتي كه قرباني قابيل قبول نشد با اين كه از نظر سنّى از هابيل بزرگتر بود ، بر أو حسد برد وگفت هم اكنون تو را مىكشم ، هابيل پس از شنيدن اين تهديد به قابيل گفت :
خدا عمل پرهيزكاران را قبول مىكند ، حال اگر تو براي كشتن من دست بلند كنى من آن كسى نيستم كه براي كشتن تو دست دراز كنم وقاتل پس از كشتن برادر از زيانكاران عالم شد ، هم برادرش از دستش رفت وهم از بهشت آخرت محروم ماند ، نقل شده است كه وقتي قابيل برادرش هابيل را به قتل رساند نمىدانست با نعش أو چه كار كند از اين رو مدت زماني أو را بر پشت خود گرفته متحيرانه راه مىبرد تا اين كه خداوند زاغى را مأمور ساخت تا زمين را با
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 438
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٤٣٨