تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
است كه خودخواهى وفخر فروشى را كه مايهء انحطاط وپستى آدمي است از خود ، دور سازند وآن را در زير لگدهاى خود بياندازند وهيچ گونه توجّهى به آن نداشته باشند ، ونيز آن را به پيراهن يا طوقى مانند كرده است كه در گردن مىاندازند ، وچون مناسب آنها نيست به آنان دستور مىدهد كه از گردنهاى خود بيرون آورند ولباس تواضع را بر تن پوشند ، وكلمهء مسلّحه را براي متواضع بودن استعاره آورده است زيرا اشخاص متواضع به دليل داشتن اين خصلت پسنديده ، دين ومعنويت خود را از دستبرد إبليس ولشكريانش محافظت وپاسدارى مىكنند ونمىگذارند خوى ناپسند تكبر وساير رذايل اخلاقى وعملي بر آنان حمله كنند چنان كه فرد مسلّح خود واشخاص مورد نظرش را از شرّ دشمنان نگهدارى ومحافظت مىكند ، وسپس مىفرمايد : كه براي شيطان گذشته از لشكريان جنّى ، يارانى از آدميان نيز مىباشد كه كار أو را ادامه مىدهند وصفت وى را كه تكبر وعصبيت است شعار خود دارند ، پس از آنان نيز بپرهيزيد . ( 43823 - 43810 )

ولا تكونوا كالمتكبر على ابن امّه ،

امام ( ع ) در اين جمله به منظور بيان مصداق ، پيروان خود را نهى مىكند از اين كه مثل قابيل نباشند كه برادر خود را از كبر وحسد به قتل رسانيد كه قرآن حكايت آن را بطور تفصيل در سوره مائده بيان كرده است :
« وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْباناً
. . .
جَزاءُ الظَّالِمِينَ *
« 27 » » در بارهء سبب وعلت اين كار ، نقل شده است كه حضرت حوّا ، هر دفعه كه آبستن مىشد دو فرزند ، يك دختر ويك پسر مىآورد ، اولين مرتبه قابيل وخواهرش را به دنيا آورد وپس از گذشت شش ماه هابيل وخواهر أو را زاييد ، وچون اين چهار تن بالغ شدند خداوند به حضرت آدم دستور داد كه
هامش
( 27 ) سوره مائده ( 5 ) آية ( 30 ) ، يعنى : داستان دو پسر آدم را براي مردم بيان كن ، موقعى كه هر كدام قرباني خود را به درگاه خدا آوردند . . . اين است كيفر ستمكاران .