تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
ساجِدِينَ فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِيسَ » * « 1 » كه خودخواهى بر أو روى آورد وبه خلقت خود بر آدم فخر ومباهات كرد وبه أصل وريشهء خود تعصّب ورزيد وزير بار حقّ نرفت . پس دشمن خدا ( شيطان ) ، پيشواى متعصّبان وپيشرو گردنكشان است ، كه بنيان عصبيت را بر جاى گذاشت وبا خداوند در لباس عظمت وبزرگوارى به نزاع پرداخت وجامهء كبر وخود بزرگ بيني بر تن كرد وپوشش فروتنى وتواضع را از روى خود دور افكند . آيا نمىبينيد كه چگونه خداوند أو را به علت كبر ونخوت ، خرد وكوچك كرد وبه سبب بلند پروازيش وى را ، پست وزبون ساخت ؟ ، پس در دنيا أو را رانده ودر آخرت برايش ، آتش بر افروخته آماده كرد . واگر خداوند مىخواست ، مىتوانست كه آدم را از نوري بيافريند كه روشنى آن ديده‌ها را خيره وزيبائيش خردها را حيران كند ونيز قادر بود كه وى را از مادّهء خوشبويى بسازد كه عطرش تمام دماغها را به سوى وى جلب كند ، واگر چنين مىكرد گردنها در برابر أو خاضع مىشد وآزمايش در بارهء أو بر فرشتگان آسان مىشد ، اما خداوند سبحان آفريده‌هايش را به برخى از أمور مىآزمايد كه أصل آن را نمىدانند ، به سبب اين كه به آنها امتياز دهد وخودخواهى وتكبّر را از آنان دور كند . »

[ شرح ]

در مورد علت صدور اين خطبهء شريفه ، گفته‌اند ، در أواخر خلافت حضرت أهل كوفه به فتنه وفساد گرويده بودند ، بسيار اتفاق مىافتاد كه شخصي از سرزمين قبيلهء خود خارج شده وگذارش به قبيلهء ديگرى مىافتاد ، در اين جا گاهى از بعضي افراد اندكى ناراحتى مىديد ، در اين هنگام با
هامش
( 1 ) سوره ص ( 38 ) آيه‌هاى ( 2 - 71 ) يعنى : من مىخواهم بشرى از گل بسازم ، پس هر گاه آن را تكميل كردم واز روح خود ، در وى دميدم ، تمامتان در برابرش به سجده در آييد ، پس كليهء فرشتگان سجده كردند بجز شيطان .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 401 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم