( 43225 - 43221 )
ومضت الدنيا لحال بالها ،
دنيا به دنبال كار خود رفت ، اين عبارت شبيه جملهاى است كه در خطبهء شقشقيه مىفرمايد : حتى مضى الأول لسبيله ، تا سرانجام أولى راه خود را گرفت ورفت ، ونيز مثل قول كسى كه مىگويد : امض لشأنك ، به سوى هدف خودت برو ، واژهء بال كه به معناى قلب است براي دنيا استعاره است زيرا دنيا به شخصي مانند شده است كه دنبال هدف وخواستهء دل خود رفته است ، به احتمال ديگر مىتوان بال را در همان معناى حال گرفت وچون در لفظ اختلاف دارند ، مضاف ومضاف اليه بود نشان هم بىاشكال است .
بنا بر اين معناى عبارت چنين مىشود : دنيا به هر حال چه خوب وچه بد ، گذشت .
( 43235 - 43226 )
وأقبلت الآخرة ،
وآخرت با همهء سختيها وناگواريهايش فرا رسيد ، ودر آخر به منظور كسب نورانيت بيشتر از كلام خداوند سخن خود را به آيهء قرآن پايان داده ومىفرمايد :
« فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَالْأَرْضُ
« 24 » » ، يعنى أهل ناز ونعمت كه باغها ومزارع از خود باقي گذاشتند ورفتند كسى بر آنها نگريست وبا آن كه تكيه واعتمادشان بر دنيا بود نتوانستند طرفي از آن ببندند ، بلكه بر آنها پشت كرد وپى كار خود رفت ، برخى مفسّران برآنند كه منظور از آسمان وزمين كه در آيهء شريفه ذكر شده ، أهل آسمان يعنى ملائكة وأهل زمين مىباشد ، كه در هر دو جا مضاف حذف شده واين اشاره به آن است كه اين گونه اشخاص كه از دنيا مىروند شايستهء آن نيستند كه كسى بر آنها تأسف بخورد يا بر حالشان بگريد ، بعضي گفتهاند بدون اين كه مضافى محذوف بگيريم ، مراد مبالغهء در تحقير أهل دنياست زيرا در ميان عربها معروف است كه اگر فرد يا شخصيّتى از دنيا برود مىگويند زمين وآسمان بر حالش گريست ، ودر اين كه اين مطلب را از آنان نفى كرده اشاره بر آن است كه اينها ارزش آن را ندارند كه كسى بر ايشان چنين
هامش
( 24 ) سوره دخان ( 44 ) آية ( 28 ) يعنى : بر مرگ آن گذشتگان هيچ چشم زمين وآسمان نگريست ومهلت داده نشدند .