تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
بلاهاى آن بىبهره نيستند ، به چند گروه تقسيم كرده است : 1 - عده‌اى اگر چه از مرگ نجات يافته ونمرده‌اند ، اما مجروح وزخمى باقي مانده‌اند . 2 - گروهى كشته شده وبه حالت گوشتهاى قطعه قطعه در آمده‌اند . 3 - برخى پس از مرگ اعضايى از هم جدا شده مىباشند . احتمال مىرود كه « مذبوح » صفت « شلو » باشد واز ذبح شقّ وشكافتن را بطور كلى اراده كرده است همچنان كه در أصل لغت بدين معناست . 4 - پاره‌اى خونهايشان بر زمين ريخته است . 5 - تعدادى به دليل پشيمانى از گناهانى كه در دنيا مرتكب شده‌اند ، دستهاى خود را با دندانهايشان مىگزند . 6 - گروهى دست بر روى دست مىزنند واظهار ندامت وپشيمانى مىكنند . 7 - عده‌اى به علامت پشيمانى وحسرت ، كف دستهاى خود را بر دو طرف صورت خود نهاده وبر مرفقهاى خويش تكيه مىكنند . 8 - گروهى انديشه‌اى را كه در دنيا داشته‌اند مورد سرزنش قرار مىدهند ، زيرا همان بوده است كه آنان را واداشت كه تمام همّ خود را به دنيا متوجه سازند واز انديشهء عالم آخرت بيرون روند ، واينك پس از مرگ به كيفر كردارهاى ناشايست خود ، دچار شده‌اند ، وتعلّقات دنيا وگناهان به صورت غل وزنجيرهاى آتشين به گردنهايشان افتاده است وبه اين دليل از أفكار دوران گذشتهء خود ، اظهار تنفر وانزجار مىكنند . 9 - وبالآخرة ، گروهى كه فكر مىكردند ، براي هميشه در اين سراى خواهند ماند ودر انديشهء آباد ساختن دنياي خود بودند ولى با فرا رسيدن مرگ بيدار شده واز اين تصميم خود برگشتند . ( 43203 - 43200 )

وقد أدبرت الحيلة ،

پس از بيان حالت پشيمانى گروهها ( كه شامل