شده باشد كه تقوا را با دلهاى خود قرين كنند ، تا با دلهاى ستمكاران متفاوت باشد ، ونيز ممكن است معناى عبارت چنين باشد : دلهاى خود را آگاه كنيد وتقوا را به دلهايتان بشناسانيد تا به حقيقت آن وآثار وفوايدش پى ببرند ، وبه اين معنا كلمهء شعار از مادهء شعور خواهد بود .
( 43025 - 43022 ) 8 - گناهانشان را به وسيلهء تقوا وپرهيزگارى بشويند ، شستن در اين مورد نيز به عنوان استعاره به كار رفته است زيرا همچنان كه با شستن آلودگيهاى جامه وچرك آن از بين مىرود به سبب تقوا هم آلودگى گناه وپليديهاى مادّى از چهرهء روح وصفحهء قلب آدمي پاك مىشود .
( 43029 - 43026 ) 9 - دستور ديگر امام آن است كه با توجه به تقوا وعمل كردن به شرايط آن ، بيماريهاى درونى خويش را درمان كند وامراض مهلكه گناه ورذايل اخلاقى از قبيل نفاق ودو رويى وريا وخودنمايى وحسد ورزيدن وتكبر وبخل وفرومايگى وساير صفات زشت را از خود دور سازند تا دل آنان به نور علم ويقين نوراني شده واز شرّ جهل وشك وترديد خلاصي يابند وچون تقوا تمام كارهاى خوب وملكات پسنديده را در بر دارد . داروى اين دردهاست ودرمانى است كه درد در پى ندارد .
( 43033 - 43030 ) 10 - با پرهيزگارى وعمل به شرايط تقوا آن چنان قدردان فرا رسيدن مرگ شوند كه براي دست يافتن به آن بر يكديگر پيشى بگيرند ومسابقه دهند .
( 43037 - 43034 ) 11 - از أوضاع وأحوال گذشتگان تاريخ كه تقوا را ضايع ساختند ، عبرت بگيرند مردمى كه به خاطر علاقهء به دنيا ولذتهاى زودگذرش پرهيزكارى را كنار گذاشتند ودر نتيجة به هلاكت ابدى وسوء عاقبت دچار شدند بايد از كار آنان وسرانجامشان پند گرفت وتقوا را پيشهء خود ساخت تا به سرنوشت آنها كه سقوط در ورطهء دوزخ وافسوس بر گذشته است دچار نشد .
( 43043 - 43038 ) 12 - به ياران خود دستور مىدهد كه نكند بر اثر ترك تقوا وانجام دادن
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 384
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٣٨٤