تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
روى بگرداند ومانند أسب سركشى است كه هنگام حركت بايستد وفرمان نبرد ودروغگوى بسيار خيانتكار وستيزه‌گر ناسپاسگزار مىباشد ، واز راه راست وجايگاه نعمت منحرف شونده ورو گردان وپيوسته متغير ودر اضطراب است ، شأن آن زوال وفنا وقدمهايش بىثبات ومتزلزل مىباشد ، عزّتش خوارى وكوشش وى مسخره وبلندى آن پستى است ، دنيا خانهء ستاندن وربودن وغارت وهلاكت مىباشد ساكنانش در حال جان كندن وملحق شدن به رفتگان وجدايى از بازماندگان به سر مىبرند ، راههاى دنيا سرگردان كننده وگريز گاههايش توانفرسا وجستجوها در آن نوميد كننده ويأس‌آور مىباشد ، به اين دليل است كه پناهگاههاى دنيا اهلش را به خود واگذاشته ، واستراحتگاهاى آن ايشان را دور افكنده وچاره جوييها در وى ، آنان را ناتوان كرده است ودر نتيجة برخى از آنان كه نجات يافته‌اند ، مجروح وبعضي چون گوشت پاره پاره ويا عضوى بريده وخون ريخته شده مىباشند وعده‌اى از روى ندامت وپشيمانى دستهاى خود را به دندان مىگزند ، ويا از روى حسرت دستهاى خود را بر هم مىزنند ، واز پريشانى واندوه مرفقهاى خود را در زير چانه گرفته وبر عقيدهء فاسد أشك مىبارند واز تصميم وارادهء خويش در حال بازگشتن مىباشد وحال آن كه هنگام چاره انديشى گذشته ومرگ آن چنان ناگهان رو آورده كه هيچ گونه فرصتى باقي نمانده است ، آرى چه زود فرصت گذشت وگاه چاره سپرى شد ، آنچه فوت شد ، سرانجام از دست رفت ، وآنچه گذشت ديگر گذشت ودنيا به حال خود وطبق ميل خود به پايان رسيد ( پس بر حال آنها به آسمان وزمين گريست ونه آنان مهلت داده شدند ) . »

[ شرح ]

( 42810 - 42789 ) در اين خطبهء شريف حضرت خدا را به صفتهايى ستوده كه ويژهء ذات بارى تعالى مىباشد : 1 - خداوند متعال ذاتي است كه حمد وثناى وى در تمام زمينه‌هاى أو آشكار وپيداست زيرا موقعى كه صحنهء وجود پر از نعمتهاى آشكار
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 371 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم