تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
حكومت وگردآورى ثروت وافزايش افراد لشكر وتوسعه دادن بر سرزمينهاى تحت حكومت وتفوّق پيدا كردن بر أقران چنان كه انسان با داشتن مال وأولاد نسبت به ديگران برترى پيدا مىكند ، بعضي أوقات غرض از ايجاد امرى دفع ضرر مىباشد مثل اين كه ترس از نابودى خود دارد وآن را وسيلهء حفظ جان قرار مىدهد ، يا بيم از نقصان دارد وبه واسطهء ايجاد آن مىخواهد خود را تكميل كند يا از خوف اين كه مبادا همتايش بر أو غالب شود آن را به وجود مىآورد تا از آن كمك بگيرد يا مىترسد كه دشمن به مقابله‌اش برخيزد ، ويا براي رفع تنهايى وترس ووحشت بىمونسى دست به ساختن وبه وجود آوردن أنيس مىزند ، واغراضى كه موجب از بين بردن وفانى كردن موجود مىشود چند قسم مىباشد : دفع ضرر ، مثل از بين بردن مرض كه وجود آن مايهء زيان وادامهء آن باعث رنج اوست ، وممكن است كه غرضى از آن جلب منفعت باشد ، بيمارى را ريشه‌كن مىكند تا آسايش وراحت به دست آورد ، امّا تمام اين فوايد كه در جلب منفعت ودفع ضرر خلاصه مىشود از ويژگيهاى صفت امكان است كه حق تعالى از آن منزّه ودور مىباشد . ( 41822 - 41812 )

ولكنّه سبحانه . . . لقدرته ،

جملهء دبّرها بلطفه ، اشاره به اين معناست كه حق تعالى جهان آفرينش را بر أساس حكمت ونظامى آن چنان نيكو آفريده است كه كاملتر از آن امكان‌پذير نيست ، وأمسكها بأمره ، امر وفرمان تكويني خداوند ، پيوسته باعث بقاى جهان هستى مىباشد ، واتقنها بقدرته ، عالم وجود را با قدرت لا يزال وآگاهى بر مصالح وجودي وسودمنديش ، استحكام بخشيد ، تمام اين أمور را نه به منظور سود ، بلكه تنها به خاطر جودي كه در ذات أو نهفته است ، با دست لطف وعنايت خاص پروردگارى خويش انجام داد . ( 41826 - 41823 )

ثم يعيدها بعد الفناء ،

امام ( ع ) در اين قسمت بطور صريح مىفرمايد كه خداوند پس از آن كه تمام أشياء را فانى كرد ، آنها را به عالم وجود بر مىگرداند ، و