ضعيف وحقير نيز قدرت دفاع از خود را داده است تا با پريدن وجهيدن از دست دشمن فرار كند وحتى مىتواند آدمي را بيازارد وگاهى انسان مىخواهد از دست أو فرار كند ولى نمىتواند ، پس چگونه مىتوان گفت كه آدمي بدون كمك از خداوند مىتواند حتى اين حشرهء ناچيز را از بين برد وبكلى معدوم كند « 18 » ؟
( 41675 - 41645 )
وانه سبحانه يعود . . . الأمور ،
اين فرمايش امام اشاره به جاودانگى خداوند وهستى أو پس از فنا ونيستى عالم مىباشد ، پس از آن كه صحنهء هستى بكلى از موجودات خالى ماند وهمه چيز به فنا سپرده شد تنها ذات غنى وبىنياز حق تعالى باقي مىماند همان طور كه پيش از آفرينش وجود در انحصار ذات أقدس وى بوده است بدون نياز به مكان وزمان وجز اينها وعبارت يعود بعد ، حكايت مىكند از حالت قبل از آفرينش موجودات وپس از فنا ونيستى آنها كه دو حالت متغيّر ومختلف مىباشد وپيداست كه اين دو گانگى وتغيير از اعتبارات ذهن بشرى ماست كه حق تعالى را با جهان آفرينش مقايسه مىكند وگرنه براي خداوند متعال تغيير حالت ودگرگونى وجود ندارد .
( 41697 - 41676 )
عدمت عند ذلك . . . الساعات ،
اين عبارت ، روشن است ونيازى به توضيح ندارد ، زيرا تمام آنچه نام برده شده ، اجزاى زمان واز عوارض حركت مىباشند وآن هم از ويژگيهاى مادة وجسم است وموقعى كه مادة بكلى نيست ونابود شد عوارض آن نيز از بين مىرود ومعناى جملهء فلا شيئى . . . الأمور ، آن است كه پس از
هامش
( 18 ) اين مطلب كه آدمي نمىتواند بدون مدد ويارى خدا كوچكترين كارى انجام دهد از نظر اعتقاد مسلمين وبر أساس وحى قرآن صحيح است ، اما با توجه به آنچه ممكن است سست اعتقادان ويا كج انديشان وبدانديشان خرده بگيرند ، مىگوييم : اگر اراده وخواست خدا تعلق بگيرد كه انسان بلكه سلطان مقتدرى را با حشرهاى ضعيف نابود كند قادر به دفع آن نخواهد بود چون خدا در اين صورت أو را مدد نمىكند ، همان طور كه نيش پشهاى را وسيلهء قهر جبارى چون نمرود قرار داد وأو را نابود ساخت . ( ويراستار )