تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
( 41332 - 41328 )

52 - يريد ولا يضمر ،

صفت ديگر خداوند ارادهء وى مىباشد ، ارادهء خدا عبارت از آگاهى وى به مصالح وحكمتهاى أمور است كه مبدأ فعل أو مىباشند ، در حقيقت اراده حق تعالى همان داعى بر فعل است ، بايد توجه داشت كه معناى حقيقي اراده تمايل قلب به چيزى است كه نافع ولذت بخش فرض شود ولازمهء آن وجود قصد وانديشهء قبلي وتصوّرى است كه در ضمير شخص اراده كننده نهفته مىباشد وچون ذات پاك بارى تعالى از اين أمور منزّه است ، بدين علت با آوردن قيد لا يضمر واژهء اراده براي اطلاق بر خداوند از معناى حقيقي به مجازى انصراف يافته وهمان معنايى اراده شده است كه در بالا خاطر نشان ساختيم . ( 41338 - 41333 )

53 - يحب ويرضى من غير رقّه ،

در خداوند دوستى وخشنودى وجود دارد اما نه اين كه تحت تأثير واقع شود ورقّت ونرم دلى داشته باشد ، محبت از خداوند ، بطور كلى همان ارادهء اوست كه منشأ فعل وى مىباشد ، ومحبّت خداوند نسبت به بندگان همان ارادهء ثواب ودادن خير وبه كمال رساندن آنهاست ، ومحبت از بنده اراده‌اى است كه بر حسب تصور كمال ونقص سود وزيان ولذّت آن كار رشدّ وضعف مىيابد ، ومحبت بنده نسبت به خداوند آن است كه تصميم بر أطاعت از دستور خداوند بگيرد . معناى رضا هم نزديك به محبت است ومىتوان گفت أعم از آن است به دليل آن كه هر محبتي از محبوبش خشنود مىباشد اما عكس آن عموميّت ندارد ، امّا ، رضايت خدا از بنده‌اش علم اوست به اين كه بنده أو را عبادت ، واثرش را أطاعت مىكند ورضايت بنده عبارت از آرامش نفس اوست در هنگامى كه تمام أمور را بر وفق مراد خويش مىانگارد . با توجه به اين كه پيدايش دو صفت حب ورضا در انسان مستلزم رقّت قلب وتأثرات روحي است كه از تصور أموري كه انگيزهء محبت وميل به محبوب