تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
گوناگون آن به دليل اين كه ذات بارى از نيازمندى به أسباب مادي ووسايل جسماني مبراست وبر طبق اين استدلال كه استفاده از ابزار مادّى بر خداوند محال است اطلاق كلمهء سميع به معناى حقيقيش بر أو روا نيست اما چون در منابع ديني اين كلمه به خدا نسبت داده شده بايد به معناى مجازى آن گرفته شود يعنى عالم به مسموعات است از باب اطلاق سبب بر مسبّب ، چون قوّهء شنوايى يكى از سببهاى علم وآگاهى مىباشد . ( 41322 - 41319 )

50 - يقول ولا يلفظ ،

سخن مىگويد اما نه با لفظ آنچه كه در بارهء نسبت دادن كلام به حق تعالى خاطر نشان ساختيم اين جا هم در اطلاق لفظ قول بر وى جريان دارد : اما تلفظ ، چون حقيقت آن بيرون راندن حرف از آلات وابزار نطق يعنى زبان ولب وغير آن مىباشد ، دلالت آن بر نياز واحتياج به أسباب مادّى حتى از كلام وقول هم بيشتر است وبر خلاف برخى صفات ديگر در منابع ديني هم اطلاق آن بر خدا اجازه داده نشده است بنا بر اين به هيچ رو اين كلمه در بارهء حق تعالى مصداق ندارد . ( 41327 - 41323 )

51 - يحفظ ولا يتحفظ ،

يكى ديگر از ويژگيهاى پروردگار متعال آن است كه بدون از بر كردن وبه خاطر سپردن أشياء همه چيز را حفظ دارد ، حفظ داشتن مطالب نسبت به خداوند از باب علم وآگاهى ذاتي وى به أمور مىباشد واما تحفّظ از بر كردن وبه خاطر سپردن به دليل آن كه نياز به فعاليتهاى مادي وجسماني دارد واين وضع هم بر خداوند محال است لذا حضرت اين صفت را از بارى تعالى نفى فرموده است ، بعضي از شارحان نهج البلاغة در بارهء معناى عبارت فوق گفته‌اند : مراد از دو كلمهء حفظ وتحفظ ، حراست ونگهدارى است ، يعنى خداوند بندگان خويش را محافظت مىكند ونيازى به آن ندارد كه آنها وى را حفظ وحراست كنند ، ولى اين معنا در اين جا بعيد به نظر مىآيد .