تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
است بعضي خداى را بعد از توجه به جهان مادة ودر ورأى عالم آفرينش مىيابند وعده‌اى وى را با همهء هستى مىبينند وگروهى أو را آن چنان مشاهده مىكنند كه به جز ذات أقدس وهستى كامل أو ، تمام هستيها معدوم صرف مىباشند واينها كساني هستند كه درود ورحمت بىپايان حق تعالى بر آنان است وهدايت يافتگان واقعي مىباشند . ( 41110 - 41098 )

وبها امتنع عن نظر العيون ،

به همان دليل كه موجودات مادي جهان را با چشم ظاهري مىتوان مشاهده كرد اين چنين ديدى در مورد ذات حق تعالى محال وممتنع است زيرا شرط محسوس بودن كه داشتن وضع وجهت ورنگ وجز اينها باشد در مورد پروردگار متعال منتفى است پس مشروط آن هم كه رؤيت با چشم ظاهر باشد غير ممكن است . بعضي شارحان در بارهء جملهء فوق چنين مىگويند عقلهاى ما به وسيلهء حواس ظاهري واعضاى حس كننده كمال مىيابند وما با اين عقلهاى تكامل يافته استدلال مىكنيم بر اين كه رؤيت خداوند ناممكن است پس با وجود اين أسباب وآلات هم أو را مىشناسيم وهم مىفهميم كه وى را جز به وسيلهء عقل وخرد نتوان دريافت ومشاهده كرد . ( 41168 - 41111 ) 25 - يكى ديگر از ويژگيهايى كه حضرت ( ع ) خداى تعالى را از آن دور دانسته حركت وسكون است ونسبت دادن اين دو صفت را به خداوند با چند دليل باطل دانسته است : نخستين دليل اين است : وكيف يجرى عليه . . . أحدثه ، در اين جمله به طريق استفهام انكارى عروض آغازها وحركات وحوادث را بر خداوند باطل وناروا دانسته است زيرا خودش منشاء تمام آنهاست وهمه را أو به وجود آورده است ودليل باطل بودن اين مطلب آن است كه حركت وسكون از جملهء آثار حق تعالى در أجسام مىباشد ، ومحال است كه آثار وى بر أو عارض واز صفات أو باشد ، مقدمه أول كه اينها از آثار وجود حق تعالى در أجسام هستند