تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
مىباشد زيرا قدرت وتوانايى بر اين دو امر را يا خود در خودش آفريده ويا ديگرى به أو داده است وهر دو فرض باطل است زيرا در صورت أول قدرت بر حركت وسكون را كه خودش آفريده به واسطهء قدرتى است كه پيش از آن داشته واگر اين فرض را تا بىنهايت ادامه دهيم تسلسل لازم آيد ولى اگر در همين مورد توقف كنيم لازمه‌اش آن است كه خداوند پيش از آن كه قدرت بر حركت وسكون پيدا كند قادر بوده وتحصيل حاصل است ، اما در صورت دوم كه توانايى بر اين دو امر را از ديگرى گرفته باشد ، احتياج ونياز در ذات وى لازم آيد واين نشانهء مصنوع بودن وتأثيرپذيرى أو مىباشد ، وبنا بر اين واجب نخواهد بود . دليل هشتم : آخرين دليل ، اگر خدا را به حركت وسكون توصيف كنيم ، لازم آيد كه از مدلول بودن يعنى [ مورد نظر وهدف نهايى بودن ] تغيير كند وخود به عنوان يك پديده دليل وراهنما واقع شود ، زيرا چنان كه گفته شد اين صفت دليل بر جسم بودن ومصنوعيّت است وهر مصنوع ومخلوقى وسيلهء شناخت صانع وسازندهء خود مىباشد همچنان كه ما از وجود وحدوث جهان آفرينش بر وجود آفرينندهء آن استدلال مىكنيم وحال آن كه حق تعالى نخستين صانع وخالق كليهء موجودات مىباشد ، پس محال است كه حركت وسكون كه از آثار صنع ودليل بر وجود صانع هستند بر خداوند عارض شوند اين دلايل وبسيارى از دقايق معنوي ، قطره‌اى است از درياى بيكران علم مولاي موحّدان أمير مؤمنان ( ع ) واين از خصوصيات مقام عصمت ونفس ملكوتي اوست كه بدون سابقهء تعليم وتعلّم ويادگيرى اصطلاحات علمي وفلسفي با چند جملهء مختصر تمام راههاى انكار حق را مسدود ووجود حق تعالى را براي عام وخاص مردم اثبات وهمهء تشنگان حقيقت را از چشمهء فيّاض دانش خويش سيراب وشاداب فرمايد . ( 41200 - 41169 )

وخرج بسلطان الامتناع . . . غيره ،

ممكن است برخى تصور كنند كه اين