تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
شدن عمر جهان هستى خداى عالم را به ستوه نياورده است تا وى را براي نابود كردن آن شتابان سازد ، بلكه با لطف خويش كليهء موجودات را نظام بخشيد وبا فرمان خود آنها را نگهدارى فرمود وبه توسط قدرت كامله‌اش همه را مستحكم ساخت وبار ديگر پس از فناى موجودات آنها را به عالم وجود بر مىگرداند ، بدون اين كه نيازى به آنها داشته باشد ويا كمكى از آنها بگيرد ، ونه به منظور انتقال از حالت تنهايى ووحشت به سوى حالت آرامش وانس ونه از حالت جهل وناداني به سوى علم وآگاهى ونه مىخواهد به آن وسيله از نيازمندى وفقر به سوى بىنيازى وثروت برگردد ويا از خوارى وپستى به عزت وقدرت انتقال يابد . »

[ شرح ]

موضوع بحث در اين خطبه توحيد مطلق پروردگار وتنزيه ذات أقدس وى از ويژگيهاى ناروا مىباشد وبه اين منظور أو را از صفات ناروا دور دانسته است : ( 40959 - 40956 )

1 - ما وحده من كيّفه ،

در اين عبارت دو قسم از اقسام دلالتهاى منطقي نهفته است ، مطابقه والتزام الف : بطور مطابقه بر اين امر دلالت دارد كه هر كس خداى را به كيفيت ستايد يكتايى وى را بيان نكرده است ب : لازمهء اين معنا آن است كه خداى را به اين طريق ستودن جايز نيست . تعريف كيفيت : در آغاز براي اين كه روشن شود چرا توصيف خداوند بدين گونه روا نيست كيفيت يا كيف را تعريف مىكنيم وآن ويژگى ثابت وصفتي است كه بر أشياء وموجودات عارض مىشود وهيچ گونه قسمت ونسبتي نمىپذيرد « 1 » وبا اين تعريف وقيودى كه براي آن ذكر شد از بقيّه اعراض جدا مىشود ، واين عرض داراى چهار قسم اصلى است كه هر كدام نيز داراى چند بخش مىباشند :
هامش
( 1 ) اگر تقسيم‌پذير باشد كمّ است واگر نسبت به ديگرى باشد وضع است كه دو قسم ديگر از اعراض مىباشند ، وتعريف جوهر وبقيّهء اعراض در صفحات بعد خواهد آمد . ( مترجم )
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 269 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم