تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
مىگويند مبرّا وبدور است . ( 40804 - 40779 )

ان شئت قلت في الجراده . . . مستدقّه ،

در اين عبارات يكى ديگر از موجودات عجيب عالم آفرينش را مدّ نظر آورده وبا آن بر وجود حق تعالى استدلال فرموده ، وآن پرنده‌اى است به نام ملخ يعنى چنان كه در آفرينش مورچه وغير آن دلايلى بر وجود صانع حكيم يافت مىشود ، در وجود ملخ نيز به روشنى مىتوان دليل وجود خداوند را دريافت ، وبه قسمتهايى از دقايق حكمت كه در آفرينش اين موجود به چشم مىخورد توجه داده است : 1 - دارا بودن دو چشم سرخ ، با دو حدقهء سفيد وروشن ، وبه اعتبار سرخى آتشين وروشنگرى قوى كه در حدقهء چشم اين حشره وجود دارد ، فعل اسرج را برايش استعاره آورده است كه به معناى روشن كردن چراغ مىباشد . 2 - اين پرنده ، داراى گوشى است كه از چشم بينندگان پوشيده مىباشد ، بعضي از شارحان گفته‌اند : واژهء خفى كه به عنوان صفت براي سمع آمده ، در حقيقت صفت مقبول است وبطور مجاز بر قابل اطلاق شده ، يعنى گوشى كه صداهاى لطيف وبسيار ضعيف را مىشنود . ( 40817 - 40805 )

3 - وجعل لها الحسّ القوىّ

مراد از حسّ قوّه واهمه ومقصود از نيرومندى آن مهارت وهوشمنديى است كه در طريقهء زندگى وفعّاليتهايش ، به آن الهام شده است ، هنگامى كه فردى بسيار زيرك وبا هوش باشد در باره‌اش مىگويند : له حسّ حاذق ، بنا بر اين يكى از شگفتيهاى ملخ ، دارا بودن زيركى خاص وهوشمندى وى مىباشد . 4 - واز جملهء دقّتهاى حكيمانه‌اى كه در وجود اين حشره يافت مىشود ، ساختمان پاهاى وى مىباشد ، قسمت پايين كه بر آن تكيه مىكند وروى آن مىنشيند ، مثل ارّه داراى دندانه است ، واين موضوع داراى فوايدى است : وسيلهء كاوش وجستجوى مطلوب وى مىباشد ، در هنگام نشستن ، دمش را از
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 254 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم