تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
مىبرد تشبيه به ريختن آب كرده وفعل صبّت براي آن استعاره آورده است . اگر سؤال شود : با آن كه تمام حيوانات در روى زمين براي طلب روزى به دويدن مشغولند ، چرا حضرت تنها كار مورچه را مورد تحيّر وسزاوار تفكّر دانسته است ؟ در پاسخ مىگوييم : فقط دويدن وى نيست بلكه آنچه جالب توجه است هيأتى است كه از مجموعهء كارهاى اين جانور ، به تصور انسان درمىآيد ، از قبيل : كوچكى جسم ودست وپاهاى آن چنان متحرك وبا همهء اين ظرافت داراى حواس چشم وگوش وبقيهء اعضاى ظاهري ودستگاه گوارشى مىباشد وبا توجّه به مسافتى كه مىپيمايد وبا راهيابى سريع وصحيح بر آذوقهء خود دست مىيابد وسپس آن را به لانهء خود مىبرد ، وجز اينها ، وقتي كه آدمي به اين مجموعه مىنگرد جاى تعجّب وحيرت است كه بايد بيانديشد وبر عظمت آفرينش وحكمت وتدبير آفريننده اعتراف واذعان كند . ( 40565 - 40558 )

تجمع في حرّها لبردها ،

يعنى در تابستان آذوقهء زمستان خود را فرآهم مىكند . وفي ورودها لصدرها : در هنگام حضور قدرت وتوانايى جنب وجوش وحركت ، خوراك خود را براي روزهاى عجز وناتوانيش آماده مىكند زيرا در زمستان بر اثر سرما از كار وحركت مىافتد ومجبور است در تنگناهاى زمين وجاهاى گرم خود را پنهان كند . از جمله داستانهاى شگفتى كه دانشمندان از كارهاى حيرت‌آور مورچه نقل كرده‌اند حكايتى است كه أبو عثمان ، عمرو بن بحر جاحظ در كتاب الحيوان با عباراتى فصيح ذكر كرده ومىگويد : مورچه در هنگام فرصت هرگز احتياط را از دست نمىدهد وأوقات خود را ضايع نمىكند ، در تابستان آذوقهء زمستانش را فرآهم مىكند ، به دليل قدرت تشخيص وعاقبت انديشى كه در وى وجود دارد ، دانه‌هايى را كه براي فصل زمستان در زير زمين ذخيرة كرده و