( 40498 - 40492 )
ولكن القلوب . . . مدخوله ،
امام ( ع ) در اين جملات بيان مىكند ، اين كه مردم در عظمت آفرينش نمىانديشند ، به آن سبب است كه شرط انديشيدن يعنى سلامت دل وچشم بصيرت از آنها رخت بر بسته است ، زيرا قلبهايشان بيمار وديدهء حق بينشان معيوب است وعلّت آن هم توجه به زرق وبرق أمور پست مادي كه همانند پردهاى ديدهء دل آدمي را مىپوشاند وچشم بصيرت أو را آن چنان بىنور مىسازد كه از درك راه روشن حق ، وى را باز مىدارد .
( 40523 - 40499 )
ا لا ينظرون . . . البشر ،
در اين قسمت حضرت آنان را كه از انديشيدن در عظمت حق تعالى وشگفتى آفرينش أو غافلند آگاه كرده وآنها را به تفكر وامىدارد وبا اين عمل به بهترين وجه ، نظم وترتيب سخنورى را رعايت فرموده است زيرا بطور معمول هر گاه خطيبى بخواهد براي جمعى به سخنرانى بپردازد نخست بطور اجمال كليّاتى از آنچه منظور نظر دارد براي شنوندگان مىگويد تا ذهن آنها را براي شنيدن أصل گفتار آماده سازد ، وسپس به تفصيل مطلب مىپردازد ، اين جا نيز به دليل اين كه مىخواهد بطور تفصيل برخى از آفريدههاى عجيب الخلقهء خداوند را براي آنان بيان كند وآنها را به تفكر وأدار سازد ، در اوّل به عظمت وبزرگى قدرت كاملهء حق تعالى اشاره كرده وشنوندگانى را كه از انديشيدن در خلقت خدا غافلند مورد سرزنش وملامت قرار مىدهد تا بفهماند كه مىخواهد مطلبي را به تفصيل بيان دارد ، وبه دنبال آن به منظور توجه دادن به اين كه چگونه زيبايى خلقت در مخلوقى ريز وكوچك روشن وآشكار است هيأتى آراسته وقوى ، چشمانى بينا واستخوان بندى عظيم با داشتن جثهاى به ظاهر كوچك واين صفتها را براي آن موجود ، بدون ذكر نامش بيان كرده است تا اين كه دلها براي درك آن تمايل بيشتر پيدا كنند ونفسها براي دريافت عظمت الهى آماده شوند ، ودر پايان آن به ذكر نام وى پرداخته ومىفرمايد :