تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
محكم كرده وبرايش گوش وچشم ايجاد فرمود واستخوان بندى وپوست بدن وى را نظام بخشيد ، به مورچه وكوچكى جثّه وظرافت اندام وى كه به چشم در نمىآيد وبه آسانى در انديشه نمىگنجد ، نگاه كنيد كه چگونه بر روى زمين راه مىرود وبه جانب روزى خود راه مىيابد ، دانه را به لانهء خود مىبرد ودر جايگاه مناسب نگهداريش مىكند ، در تابستان براي زمستان ودر هنگام تمكن وقدرت ، براي زماني كه امكان جنب وجوش ندارد ، آذوقهء خود را ذخيرة مىكند ، در حالي كه روزيش تضمين شده وخوراك موافق با طبعش آماده شده است ، خداى منّان وپاداش دهنده از وى غفلت نمىكند ومحرومش نمىسازد اگر چه در دل سنگى صاف وميان صخره‌اى خشك باشد ، اگر در مجارى خوراك وقسمتهاى بالا وپايين دستگاه گوارش واعضايى كه براي حفظ آن آفريده شده وچشمها وگوشهاى وى انديشه كنى در تعجب فرو رفته وبه شگفتى خلقتش اعتراف خواهى كرد واز بيان توصيف آن به زحمت خواهى افتاد ، پس بلند مرتبه است ، خداوندى كه مورچه را بر روى دست وپايش برقرار ساخت وپيكرهء وجودش را با استحكام خاصّ بنا گذاشت ، هيچ آفريننده‌اى در خلقت اين حشره با أو شركت نداشته وهيچ قدرتى در آفرينش وى أو را يارى نكرده است ، واگر راههاى انديشهء خود را تا به آخر بپيمايى سرانجام به آن جا خواهى رسيد كه آفرينندهء اين مورچهء ريز ، همان آفريدگار درخت ( تنومند ) خرماست ، زيرا هر دو از جنبهء دقّت وپيچيدگى شبيه هم هستند ، اگر چه تفاوتهايى با همديگر دارند ودر زمينهء آفرينش خداوند ، موجودات بزرگ وكوچك ، سنگين وسبك ، توانا وناتوان همه يكسانند ، وخلقت آسمان ، هوا ، باد وآب نيز چنين است ، پس اكنون به خورشيد وماه ، گياه ودرخت ، آب وسنگ واختلاف اين شب وروز ، وجريان اين درياها وفراوانى اين كوهها وبلندى اين قله‌ها وناهمگونى اين لغتها وزبانهاى گوناگون با دقت نگاه كن ( تا خداى را بشناسى ) وواي بر كسى كه ناظم ومدبّر اينها را انكار كند ، اين منكران مىپندارند كه خود همانند گياه ( خودرو ) بدون زارعند وبراي شكلهاى گوناگونشان سازنده‌اى نيست ، در حالي كه براي ادّعاى خود دليلي اقامه نكرده و