قسمت دوم خطبه كه در وصف زاهدان است :
كَانُوا قَوْماً مِنْ أَهْلِ الدُّنْيَا وَلَيْسُوا مِنْ أَهْلِهَا - فَكَانُوا فِيهَا كَمَنْ لَيْسَ مِنْهَا - عَمِلُوا فِيهَا بِمَا يُبْصِرُونَ - وَبَادَرُوا فِيهَا مَا يَحْذَرُونَ - تَقَلَّبُ أَبْدَانِهِمْ بَيْنَ ظَهْرَانَيْ أَهْلِ الْآخِرَةِ - وَيَرَوْنَ أَهْلَ الدُّنْيَا يُعَظِّمُونَ مَوْتَ أَجْسَادِهِمْ - وَهُمْ أَشَدُّ إِعْظَاماً لِمَوْتِ قُلُوبِ أَحْيَائِهِمْ ( 54422 - 54380 )
[ ترجمه ]
« آنان گروهى از مردم دنيا بودند ، در حالي كه أهل آن نبودند ، در دنيا چنان بودند كه گويا در آن نيستند ، مطابق آنچه به حقيقت درك مىكردند عمل مىكردند ، از آنچه بايد بر حذر باشند پيش از فرا رسيدنش در علاج آن مىكوشيدند آنها تنها با أهل آخرت نشست وبرخاست داشتند ، مىديدند كه دنيا پرستان مرگ اجسادشان را بزرگ مىشمرند . در حالي كه آنان مرگ قلبهاى زندگانشان را بزرگتر مىدانستند . »
[ شرح ]
ظهراني با نون مفتوح ، جلو رو ، با بيان اين ويژگى حضرت اشاره فرموده است به برخى يارانش كه قبل از أو به سراى آخرت شتافتند .
( 54393 - 54380 )
كانوا قوما . . . أهلها ،
اين جا در مورد معرّفى مردم زاهد ونيكوكار ، دو جمله ذكر شده است كه گر چه با هم متناقض مىنمايد ولى در حقيقت تناقض ندارند زيرا در قضاياى متناقض وحدتهايى بايد رعايت شود كه از جمله وحدت در موضوع ونسبت است وحال آن كه در اين دو جمله به يك تعبير وحدت در موضوع ندارند چون موضوع اوّل جسم آنها وموضوع دوم قلب آنان مىباشد وبه تعبير ديگر وحدت در اضافه ندارند زيرا موضوع جمله أول زاهدان از نظر جسم ظاهر ونيازهاى مادي است ودر جملهء دوم از نظر جهات قلبي وباطني است : ايشان از لذتها ونعمتهاى پر زرق وبرق دنيا چشم پوشيده وغرق در محبت خدا ورحمتهايى شدهاند كه براي دوستانش در جهان آخرت آماده فرموده است ، به اين