تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
بيشتر است از خوبيها ومنافع دنيا وواژهء احتلاب را كه به معناى دوشيدن است از اندوختن وگردآورى آنها استعاره آورده وهمچنين كلمهء غرّه را براي آن استعاره آورده است كه در مدت بهره‌مندى آنان از دنيا وخوشگذرانى در آن ، حوادث ناگوارى بر آنها وارد نشده است ، چنان كه گويا دنيا از ايشان غافل بوده كه آنان را هدف تيرهاى بلاى خود قرار نداده است ، وچون به زعم خود دنيا را اين چنين در غفلت ديدند در استفاده كردن از لذايذ آن وگردآورى أموال حريصانه كوشيدند . وامّا ، فانى كردن آنان چيزهايى از دنيا را كه سبب التذاذ وبهره‌گيرى انسان مىشود از قبيل غذا ولباس وجز اينها ، ونيز كهنه كردن ايشان ، تازه‌هاى دنيا را كه از سخنان امام ( ع ) استفاده مىشود ، كناية از كمال بهره‌مندى آنها از چيزهايى است كه از دنيا به دست آورده‌اند ، مانند سلامت تن وگردآورى أموال وغيره بطورى كه گويا هيچ چيز از نيكيهاى اين عالم را باقي نگذاشتند مگر اين كه از آن استفاده كرده وهيچ نو وتازه‌اى در آن يافت نشد مگر اين كه آن را كهنه كردند . ( 54353 - 54333 )

أصبحت مساكنهم اجداثا . . . دعاهم ،

پس از آن كه حالات گذشتگان مغرور به دنيا را بيان فرمود ، اكنون نتيجه‌اى را كه از آن ، به دست آنان رسيده مورد توجه قرار مىدهد كه خلاصهء آن چنين است اى مردم به دنيا مغرور نشويد چنان كه پيشينيان شدند ، آنان كه دنيا را آن چنان تصرف كردند ونهايت لذت را از آن بردند ، اين چنين به نابودى كشيده شدند ، پس شما كه در آن حدّ از قدرت دنيا نيستيد به طريق أولى چنين سرانجامى خواهيد داشت ، ( 54358 - 54354 ) وبه منظور اين كه بيشتر انسان را از دنيا وميل به آن بر حذر دارد به ذكر چند نمونهء ديگر از ويژگيهاى آن پرداخته است : 1 - از جمله آن را به كلمهء غرّاره توصيف كرده كه از مادهء غرر وبه معناى
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 195 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم