در حالت تندرستى در كارهاى خير بكوشد .
( 54189 - 54187 ) 3 - از همه مهمتر مسأله مرگ است كه قطعي ويقيني مىباشد وچنان كه بيان شد ، بايد قبل از فرا رسيدن آن ، كارهاى خود را انجام داد ، وچون معمولا مرگ ناگهانى وبىخبر مىآيد وفرصت عمر را از انسان مىگيرد ، چنان كه كسى چيزى را غفلة از دست ديگرى بربايد ، لذا واژهء خالس را از اين معنا به عنوان استعاره وصفت براي موت آورده است وسپس به منظور هشدار بيشتر انسان ووأدار ساختن أو به انجام اعمال نيك خصوصيات هراس انگيز مرگ وپس از آن را تذكر مىدهد :
( 54193 - 54190 ) 1 - لذّتهاى زندگى را بر هم مىزند روايتي از پيامبر ( ص ) به همين معنا آمده است : « از درهم شكنندهء خوشيها ( مرگ ) فراوان ياد كنيد « 4 » . » ( 54196 - 54194 ) 2 - تمايلات وخواستهها را تيره وتار مىكند .
( 54199 - 54197 ) 3 - منزلهاى بين راه سفر را از همديگر دور مىكند ، به دليل اين كه انسان را رو به آخرت مىبرد وآن جا هم دورترين منزل وى از خانواده واهلش مىباشد .
به همين مناسبت طيّات را براي منازل سفر آخرت استعاره آورده است .
( 54202 - 54200 ) 4 - امام ( ع ) لفظ ( زائر ) ديدار كننده را به اين اعتبار كه به آدمي هجوم مىآورد ، براي مرگ استعاره فرموده است ، وچون كسى كه به ديدار انسان مىآيد معمولا دوست داشتنى است امام ( ع ) با بيان صفت غير محبوب ، اين زاير را كه مرگ است از ديدار كنندهء معمولى جدا كرده تا آدمي به ناپسند بودن مرگ توجه كند ودر انجام اعمال نيك بكوشد .
( 54206 - 54203 ) 5 - امام ( ع ) لفظ ( قرن ) همتا وحريف را با صفت شكست ناپذيرى براي مرگ استعاره آورده است تا انسان را براي رو برو شدن با مرگ آماده كند .
( 54210 - 54207 ) 6 - مرگ ، همانند شخصي است كه در شجاعت ودليرى همتا ندارد وكلمهء واتر را با صفت غير مطلوب براي مرگ استعاره آورده است يعنى أو مىتواند
هامش
( 4 ) أكثروا من ذكر هادم اللذات .