تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
بار الها اگر من ندانم كه از تو چه چيز بخواهم ويا از درخواست خود سرگردان بمانم ، تو مرا بر آنچه صلاحم در آن است راهنمايى فرما ودلم را به چيزى كه خير ونيكيم در آن است متوجه كن كه اين أمور از هدايتهاى تو ، نامأنوس نيست واز كفايتهاى تو شگفت نمىباشد خدايا با من به عفوت رفتار كن نه با عدالتت . »

[ شرح ]

( 53916 - 53905 ) امام ( ع ) در دعاى خود با عبارتهايى كه شامل برخى صفتهاى إضافي وحقيقي خداوند است به پيشگاه أو رفته وعرض حاجت كرده است كه شرح آن از اين قرار است : ( 53921 - 53917 ) 1 - خدا نسبت به اولياى خود مأنوسترين مونسهاست وچنان كه قبلا معلوم شد ، اولياى خدا با محبت صادقانه به راه أو مىروند واز هر چه به جز أو رو گردانند ، وأنيس انسان ، كسى است كه وحشت وتنهايى را از أو مىزدايد ودر بىكسى وغربت ، مايهء تسكين دل وآرامش خاطر وى مىشود ، واولياى خدا هم در دنيا غريب ، وبر كنار از مردم وبراي مسير در راه خدا تنهايند ، روى خود را به جانب كعبهء واجب الوجود كرده واز مشاهدهء أنوار كبريايى أو احساس بهجت ونشاط مىكنند ، وبه اين دليل انس خدا با آنان كاملترين وبالاترين انسهاست كه هر كس به غير خدا دل به بندد وعلاقه‌مند شود ، سرانجام روزى محبت ميان آنها به دشمنى ونفرت تبديل مىشود وحتى محكمترين علاقه‌هاى دنيا كه مصداق كامل آن محبت ميان پدر ومادر وأولاد است دستخوش اين نقيصه مىباشد ، پس اولياى خدا كه از همه چيز خدا قطع رابطه كرده‌اند ، در حقيقت يار ومونسى جز أو برايشان نيست . ( 53926 - 53922 ) 2 - خداوند براي اصلاح كار كساني كه به وى توكل كرده وأمور خود را به أو واگذار كرده‌اند ، از همهء دوستان حاضرتر است ، چون أو بىنياز مطلق و