شيعه مىگويند : مراد از آنها ، آن چند نفرى هستند كه به عنوان شورا اجتماع كردند وپس از مشورت عثمان را به خلافت برگزيدند ، بنا بر اين قول دو خليفهء اوّل در اين شكايت داخل نيستند ( قهرا مراد از غيرهم عثمان خواهد بود ) . امّا اين قول ضعيف است ، زيرا در خطبهء شقشقيّه كه قبلا بيان شد از هر سه خليفه پيش از خود شكايت كرده است . خلاصه پس از جستجوى سخنان امام وبررسى أحوال آن حضرت منظور آن حضرت از اين سخن وأمثال آن ، بر كسى پوشيده نيست ، ومىتوان ورود اين سخن را در مورد شكايت از طلحه وزبير ، هنگامى كه با يارانشان به سوى بصره شتافتند ، دانست ، زيرا در صورتي كه آن حضرت از زمامداران پيشين به خلافت سزاوارتر باشد ، با آن كه آنها در اسلام بر ديگران تقدم داشتند ، پس از اشخاصى كه در درجهاى پايينتر از آنها قرار گرفتهاند ، به طريق أولى براي خلافت سزاوارتر خواهد بود ، واين مورد مانند سخنى است كه مىفرمايد : « بار خدايا به فريادم برس از آن شورا كه چگونه در بارهء من شك كردند ومرا با نخستين فرد از آن سه نفر مقايسه كردند وتا آن جا مرا پايين آوردند كه با چنين افرادى همسنگ كردند « 1 » . »
( 51712 - 51695 )
وقالوا : الّا إنّ في الحقّ . . . ،
امام عليه السلام با تأسّف از زبان حال وافعال آنان خبر مىدهد والّا آنان با زبان خود چنين حرفها نگفته بودند .
( 51753 - 51713 )
فنظرت . . . ،
شارح بيان مىدارد كه قبلا ( ظاهرا در شرح خطبهء شقشقيه ) شرحي از دردهاى حسّى وبريدگى كه وسيلهء تيغ وغير آن پيدا مىشود ذكر كرديم . وسپس يادآور مىشود كه هر كس دو فصل گذشته ( قسمتى از خطبهء شقشقيه وخطبهء 171 ) را مطالعه ودقت كند تفاوت روايتي آنها را با اين فصل درك خواهد كرد . توفيق از خداوند است .
هامش
( 1 ) فيا للَّه وللشورى ، متى اعترض الريب فىّ مع الاوّل منهم حتى صرت اقرن إلى هذه النظائر . قسمتى از خطبهء شقشقيّه .