تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
واژگونه ساختند ، ودر بارهء حقي كه من از ديگران به آن سزاوارتر بودم تماما با من به منازعه وجدال برخاستند وبه من گفتند : قسمتى از مال تو است كه مىتوانى آن را بگيرى ولى از پارهء ديگر ممنوع وباز داشته مىشوى ، بنا بر اين بايد يا با غم وغصه صبر كنى وبسازى ويا از تأسف واندوه بميرى ، وقتي فكر كردم ديدم نه ياورى دارم كه به كمك من برخيزد ونه كسى كه از حق من دفاع كند ، مگر خانواده‌ام كه نخواستم آنان را به دست مرگ بسپارم ، از اين رو ، با ناراحتى همانند كسى كه خاشاك در چشم داشته باشد ، صبر كردم ، وهمچون كسى كه استخوان در گلويش مانده باشد ، آب دهان فرو بردم وبا فرو بردن خشم خود كه در كامم از حنظل تلخ‌تر ودر اعضايم از تيزى شمشير دردناكتر بود تحمل كردم . »

[ شرح ]

( 51773 - 51754 ) سيد رضى در آخر اين خطبهء شريف مىفرمايد : گر چه اين سخنان امام ( ع ) در ضمن يكى از خطبات پيشين حضرت آمده است ، امّا من به دليل مختلف بودن روايت ، دوباره در اين جا به ذكر آن مبادرت ورزيدم . ( 51684 - 51670 ) غرض حضرت در اين فصل از سخنان خود ، شكايت به پيشگاه خداوندى ويارى جستن از أو در برابر قريش است كه أو را از حق امامت ورهبرى أمت كه تنها شايستهء أو بود ، دور كردند ، واز اين معنى به عنوان قطع رحم وبريدن پيوند خويشاوندى تعبير فرموده ، چنان كه از كناره‌گيرى وجدايى آنان از خود به واژگون كردن ظرف وپيمانه تعبير فرموده است ، زيرا اين أمور لازمهء واژگونى ظرف وريختن آنچه در آن است مىباشد ، همچنان كه لازمهء درست قرار گرفتن ظرف ، رو آوردن آنان به أو ، وگرد آمدن آنها در أطراف اوست . ( 51694 - 51685 )

واجمعوا . . . غيرى ،

شارحان شيعه مىگويند : منظور حضرت از آن عده كه عليه حق أو به منازعه برخاستند جامعهء قريشند كه به هنگام وفات رسول أكرم ( در دار الندوه ) گرد آمدند وديگران را به خلافت نصب كردند ، ومراد از كلمهء « غيرى » : ديگران ، سه خليفهء قبل از آن حضرت مىباشد ، ولى شارحان غير