تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 834

مساهمون:

ص٨٣٤
فكتب عبيد اللّه إلى عمر بن سعد : إنّي لم أبعثك لتكفّ عن الحسين وأصحابه ، فانظر ، فإن استسلم ونزل [ على حكمي ] فأتني به ؛ وإلّا فازحف إليهم ، واقتلهم ، فإن قتل الحسين فأوطئ صدره الخيل وظهره ، فإنّه قاطع عاقّ ، وامنعهم من الماء ؛ فإن مضيت لأمرنا ، فامض ؟ وإن أبيت ، فخلّ بين شمر [ بن ] ذي الجوشن ، وبين العسكر ، فإنّا قد أمرناه [ بأمرنا ] . « 1 » الباعوني ، جواهر المطالب ، 2 / 280 فكتب إليه : لا أقبل منه حتّى يضع يده في يدي . فامتنع الحسين ، فتأهّبوا لقتاله ، وكان أكثر مقاتليه الكاتبين إليه ، والمبايعين له . « 2 » الصّبّان ، إسعاف الرّاغبين ، / 206
هامش
( 1 ) - وچون خبر ملاقاة امام حسين رضى اللّه عنه با عمر سعد به سمع عبيد اللّه بن زياد رسيد ، نامه‌اى به وى نوشت مضمون آن‌كه : « من تو را به جنگ امام حسين فرستاده‌ام ، نه آن‌كه با وى مصاحبت نمايى . بايد كه من بعد با وى طريق مدارا ومواسات مسلوك ندارى واگر به حكم من راضى شود ، أو را با اتباع به كوفه فرستى ؛ والّا همه را بكشى ومثله كنى وپشت وسينهء حسين را در زير سم اسبان مضمحل گردانى واگر تو را ارتكاب اين امر مكروه مىآيد ، امارت سپاه را به شمر بن ذي الجوشن بازگذارى . » واين نوشته را مصحوب شمر نزد عمر فرستاد . خواندامير ، حبيب السّير ، 2 / 50 ( 2 ) - بالجملة ، چون اين مكتوب را ابن زياد قرائت كرد : قال : هذا كتاب ناصح مشفق على قومه . گفت : اين مكتوب ناصح مهربانى است بر قوم خود . شمر بن ذي الجوشن عليه اللعنة چون اين بشنيد ، برخاست . فقال : أتقبل هذا منه ؟ [ . . . ] وإن عفوت كان ذلك لك . گفت : « آيا مىپذيرى از ابن سعد اين كلمات را ؟ وحال آن‌كه حسين در زمين تو نزول كرده است ودر كنار تو آمده است ؛ يعنى أسير ودستگير تو است ، سوگند با خداى اگر از بلاد تو كوچ دهد ، از آن پيش كه دست در دست تو نهد ، روز تا روز بر شوكت وقدرت أو بيفزايد وساعت تا ساعت ضعف وعجز تو فزونى گيرد . عطا مكن با وى اين منزلت را كه عظيم وهنى است مر سلطنت را . واجب مىكند كه حسين وأصحاب أو فرمان تو را گردن نهند . آن‌گاه اگر خواهى عقوبت كنى ، واگرنه معفو دارى . » ابن زياد در پاسخ شمر گفت : « سخن آن است كه براستى تو كردى ورأى آن است كه تو زدى . هم‌اكنون با سپاه خويش برنشين ودو أسبه بشتاب وكتاب مرا به عمر بن سعد رسان وأو را بگوى تا بر حسين سخت بگيرد ؛ چند كه بر فرمان من گردن نهد . اگر فرمان‌پذير شد ، أو را سالما به سوى من فرستد واگر سر از فرمان برتافت ، با أو قتال دهد . اگر اين جمله را ابن سعد بر ذمت گرفت ، أو را أطاعت كن واگر كار به مسامحه ومماطله گذاشت ، گردنش را بزن وسرش را به من فرست . » وأمير جيش تو باش وعمر بن سعد را بدين‌گونه منشور كرد : -