لا بسه ؟ قالوا : اللّهمّ نعم . قال : أنشدكم اللّه ! هل تعلمون أنّ عليّا عليه السّلام كان أوّل القوم إسلاما ، وأعلمهم علما ، وأعظمهم حلما ، وأنّه وليّ كلّ مؤمن ومؤمنة ؟ قالوا : اللّهمّ نعم .
قال : فبم تستحلّون دمي ، وأبي ( صلوات اللّه عليه ) الذّائد عن الحوض يذود عنه رجالا ، كما يذاد البعير الصّادر عن الماء ، ولواء الحمد في يد أبي يوم القيامة ؟ قالوا : قد علمنا ذلك كلّه ، ونحن غير تاركيك حتّى تذوق الموت عطشا . فلمّا خطب هذه الخطبة ، وسمع بناته ، وأخته زينب كلامه ، بكين وندبن ، ولطمن ، وارتفعت أصواتهنّ ، فوجّه إليهنّ أخاه العبّاس وعليّا ابنه وقال لهما : سكّتاهنّ ، فلعمري ليكثرنّ بكائهنّ . « 1 » « 2 »
هامش
( 1 ) - [ في الأمالي للصّدوق ذكر هذه الخطبة في أحداث يوم عاشوراء ولعلّ ابن طاووس أيضا أراد ذلك ، وإن أبهم في كلامه ] .
( 2 ) - آنان كار را بر حسين عليه السّلام تنگ گرفتند تا آنجا كه بر حسين ويارانش تشنگى فشار آورد .
حسين عليه السّلام بهپا خاست وبر دستهء شمشير خود تكيه داد وبا صداى بلند فرياد زد وگفت : « شما را به خدا ، مرا مىشناسيد ؟ »
گفتند : « آرى ! تو فرزند پيغمبرى ونوادهء أو هستى . »
گفت : « شما را به خدا ، مىدانيد كه جدّ من پيغمبر است ؟ »
گفتند : « آرى به خدا ! »
گفت : « شما را به خدا ، مىدانيد كه پدر من علىّ بن أبي طالب است ؟ »
گفتند : « آرى به خدا ! »
گفت : « شما را به خدا ، مىدانيد كه مادر من فاطمهء زهرا ، دختر محمّد مصطفى است ؟ »
گفتند : « آرى به خدا . »
گفت : « شما را به خدا ، مىدانيد كه حمزهء سيّد الشّهدا ، عموى پدر من است ؟ »
گفتند : « آرى به خدا . »
گفت : « شما را به خدا ، مىدانيد جعفر همان كه در بهشت پرواز مىكند ، عموى من است ؟ »
گفتند : « آرى به خدا . »
گفت : « شما را به خدا ، مىدانيد كه اين شمشير رسول خداست كه بر كمر دارم ؟ »
گفتند : « آرى به خدا . »
گفت : « شما را به خدا ، مىدانيد كه اين ، عمامهء رسول خداست كه پوشيدهام ؟ »
گفتند : « آرى به خدا . »
گفت : « شما را به خدا ، مىدانيد كه علي عليه السّلام نخستين كسى بود كه اسلام آورد واز همه دانشمندتر واز همه بردبارتر وولى هر مرد وزن باايمان بود ؟ » -