المجلسي ، البحار ، 44 / 386 - 387 - عنه : البحراني ، العوالم ، / 237 - 238 ؛ البهبهاني ، الدّمعة السّاكبة ، 4 / 262 - 263 ؛ الدّربندي ، أسرار الشّهادة « 1 » ، / 258 ؛ القمي ، نفس المهموم ، / 216 - 217 ؛ المازندراني ، معالي السّبطين ، 1 / 372 - 373 ؛ مثله الأمين ، لواعج الأشجان ، / 107 - 108
واستأذن حبيب بن مظاهر من الحسين أن يأتي بني أسد ، وكانوا نزولا بالقرب منهم ، فأذن له ، ولمّا أتاهم وانتسب لهم عرفوه ، فطلب منهم نصرة ابن بنت رسول اللّه ، فإنّ معه شرف الدّنيا والآخرة ، فأجابه تسعون رجلا ، وخرج من الحيّ رجل أخبر ابن سعد بما صاروا إليه ، فضمّ إلى الأزرق أربعمائة رجل ، وعارضوا النّفر في الطّريق ، واقتتلوا ، فقتل
هامش
- تن از هزار مرد افزون است ، در ارض كربلا فرود شده وعمر بن سعد با انبوهى از لشكر گرد أو را فراگرفته [ است ] . قوم وعشيرت من شماييد . واجب مىكند كه از نصيحت شما دست بازنگيرم تا از در بصيرت مرا أطاعت كنيد ودر نصرت پسر پيغمبر همدست وهمداستان شويد تا از شرف دنيا وآخرت برخوردار گرديد . سوگند با خداى هيچكس در خدمت أو شهيد نشود ، جز اينكه در عليين رفيق مصطفى باشد . »
عبد اللّه بن بشر گفت : « أول كس منم كه اين دعوت را أجابت كردم ودر راه پسر پيغمبر دل از جان ومال برگرفتم . »
واين ارجوزه را خواندن گرفت :قد علم القوم إذا تواكلوا * وأحجم الفرسان أو تناضلوا
أنّي شجاع بطل مقاتل * كأنّني ليث عرين بسلچون مردان بنى أسد اين بديدند ، مبادرت نمودند واز يكديگر سبقت گرفتند . چند كه نود تن مرد جنگى درهم آمدند ودست در دست دادند ودر ساعت طريق خدمت حسين گرفتند واز آن سوى مردى از بنى أسد كه خميرمايهء نفاق وشقاق بود ، سرعت كرد وخود را به لشكرگاه عمر سعد رسانيد وصورت حال را مكشوف داشت . ابن سعد بىتوانى مردى از سران سپاه را كه ازرق نام داشت ، با چهار صد تن مرد رزم آزماى بفرمود تا بتاختند ودر عرض راه با بنى أسد دچار شدند ودر كنار فرات جنگ درپيوستند .
حبيب بن مظاهر بانگ برداشت كه : « اى ازرق ! واي بر تو از براي تو واز براي ما اين كار سزاوار نيست ! بگذار تا جز تو كسى اين شقاوت انگيزد وبا ما عداوت آغازد . »
ازرق را كلمات حبيب دق الباب طعن ودق نمىكرد ولشكر را به طعن وضرب تحريض مىداد . چون بنى أسد اندك بودند ، نيروى مقاومت نياوردند وهزيمت شدند وحبيب به تمام زحمت خود را به حضرت حسين رسانيد وصورت حال را بازگفت .
فقال الحسين : لا حول ولا قوّة إلّا باللّه .
سپهر ، ناسخ التّواريخ سيّد الشّهداء عليه السّلام ، 2 / 190 - 191
( 1 ) - [ حكاه في الأسرار عن محمّد بن أبي طالب ] .