ابن الأثير ، الكامل ، 3 / 278 - مثله الأمين ، أعيان الشّيعة ، 1 / 595 ، لواعج الأشجان ، / 85 - 86
وظفر [ ابن زياد ] برسول الحسين وهو عبد اللّه بن بقطر [ في اللّيلة نزوله بالكوفة ] ( ص 142 ) ، فقتله . [ عن ابن سعد ]
الذّهبي ، سير أعلام النّبلاء ، 3 / 201
وممّن قتل مع الحسين بكربلاء : أخوه من الرّضاعة عبد اللّه بن بقطر ، وقد قيل : إنّه قتل قبل ذلك حيث بعث معه كتابا إلى أهل الكوفة ، فحمل إلى ابن زياد ، فقتله .
ابن كثير ، البداية والنّهاية ، 8 / 189
فأخذته خيل ابن زياد من القادسيّة ، وأخذوا كتبه ، وقتلوه . « 1 »
هامش
- أو رسيد ، نام آن مرد عبد الملك بن عمير لخمى بود كه سر أو را بريد . چون مردم به أو اعتراض كردند ، گفت : « من مىخواستم أو را آسوده كنم . »
بعضي گفتهاند : « كسى كه سرش را بريده بود ، عبد الملك بن عمير نبود ؛ بلكه مردى شبيه عبد الملك بود . »
عبد اللّه بن بقطر ، برادر رضاعى حسين هم كشته شد ( نه در كربلا ، بلكه در كوفه كه پيك حسين بود ) .
خليلي ، ترجمهء كامل ، 5 / 143 ، 210
( 1 ) - بالجملة ، عبد اللّه بن يقطر ، مكتوب حسين عليه السّلام را مأخوذ داشت وپست وبلند طريق را درنوشت ، چون به قادسيه برسيد ، ديدبانان حصين بن نمير أو را گرفتند وبه دربار أو بردند . حصين فرمان داد كه : « أو را بكاويد تا اگر مكتوبى با أو است ، مكشوف افتد . » عبد اللّه بن يقطر چون اين بشنيد ، مكتوب حسين عليه السّلام را برآورد وپارهپاره كرد وچنان هبا ساخت كه كس از آن بهره نتوانست يافت . پس حصين أو را دست به گردن بسته ( مكتوفا ) به نزد عبيد اللّه بن زياد فرستاد .
چون أو را به نزد ابن زياد حاضر ساختند ، گفت : « تو چه كسى واينجا چه كنى ؟ »
گفت : « من يك تن از شيعيان أمير المؤمنين علي بن أبي طالب وفرزند أو حسينم . »
گفت : « مكتوبى كه با تو بود ، چرا پاره ساختى ؟ »
گفت : « از بهر آنكه تو ندانى در آنچه نگاشتهاند . »
گفت : « مكتوب از كه بود وبه سوى چه كس حمل مىدادى ؟ »
گفت : « مكتوب حسين براي جماعتى از أهل كوفه بود . »
گفت : « آنان كيانند ؟ »
گفت : « نام ايشان را ندانم . »
ابن زياد در خشم شد . گفت : « نام ايشان را ببايدت گفت ولعن بر حسين وپدر أو على وبرادرش حسن -