وفي الصّفاح لقي الحسين عليه السّلام الفرزدق بن غالب الشّاعر ، فسأله عن خبر النّاس خلفه ، فقال الفرزدق : قلوبهم معك ، والسّيوف مع بني أميّة ، والقضاء ينزل من السّماء .
فقال أبو عبد اللّه عليه السّلام : صدقت ، للّه الأمر ، واللّه يفعل ما يشاء ، وكلّ يوم ربّنا في شأن ، إن نزل القضاء بما نحبّ ، فنحمد اللّه على نعمائه ، وهو المستعان على أداء الشّكر ، وإن حال القضاء دون الرّجاء ، فلم يبعد من كان الحقّ نيّته ، والتّقوى سريرته . ثمّ سأله الفرزدق عن نذور ومناسك ، وافترقا .
المقرّم ، مقتل الحسين عليه السّلام ، / 203
هامش
- عرض كرد : « اى پسر رسول خدا ! پدر ومادر فداى تو باد . خداوند مسألت تو را قرين أجابت دارد وآرزو وآمال تو را مقرون اسعاف وانجاح فرمايد ( 1 ) . اين عجلت چه بود كه حج ناكرده از مكة بيرون شدى ؟ »
قال : لو لم أعجل لاخذت .
فرمود : اگر تعجيل نمىكردم ، مأخوذ مىگشتم . چه يزيد ، عمرو بن سعيد را با جماعتى از لشگريان گماشته بود كه اگر توانند آن حضرت را غيلة به شهادت رسانند .
ثمّ قال له : أخبرني عن النّاس خلفك ؟ قال : [ . . . ]
حسين عليه السّلام فرمود : « اكنون خبر ده مرا از مردم كوفه . »
فرزدق عرض كرد كه : « از مرد خبيرى ( 2 ) پرسش فرمودى . همانا مردم كوفه از دل تو را دوستدارند وآرزوى ديدار تو دارند ؛ لكن روز گيرودار شمشير در روى تو بكشند وتو را بكشند وقضا از آسمان فرود آيد وخداى بدانچه خواهد ، حكم فرمايد . »
حسين عليه السّلام فرمود : « سخن از در صدق كردى وحكم گذشته وآينده با آفريننده است وهرروز أو را شأني است . اگر بدانچه ما خواهيم فرمان رود ، خداى را سپاسگزاريم وهم أو است كه نيروى سپاسگزارى عطا فرمايد واگر برخلاف آرزوى ما قضا كند ، هم دور نيفكند ، آن را كه راه حق جويد وطريق تقوى پويد . »
فرزدق گفت :
بلّغك اللّه ما تحبّ وكفاك ما تحذر .
يعنى : « برساند خداوند تو را بدانچه دوست مىدارى وكفايت كند از آنچه ناپسند مىشمارى . »
آنگاه فرزدق مسائل خويش را در مناسك حج پرسش نمود وجواب بشنود . پس امام را وداع گفت وبه راه خويش برفت .
( 1 ) . تو را به مرادت رساند .
( 2 ) . خبير : دانا وآگاه .
سپهر ، ناسخ التّواريخ سيّد الشّهداء عليه السّلام ، 2 / 130 - 132