خود قرار دهد ، وأمور خود را به أو واگذارد ومخالفت آن نكند ، وروشن است كه قرآن سبب عزّت وشرف انسان در هر دو جهان است .
( 48468 - 48465 ) 30 - سلامتى است براي كسى كه به آن در آيد ، يعنى ايمنى است ، ومنظور از در آمدن ووارد شدن به آن ، تدبّر هر چه بيشتر در مقاصد قرآن وبهره گرفتن از أنوار آن است ، از اين رو قرآن مايه ايمنى از عذاب خداوند ودر افتادن در شبهاتى است كه پرتگاه هلاكت به شمار مىآيند .
( 48473 - 48469 ) 31 - هدايت است براي كسى كه به آن اقتدا كند ، معناى اين سخن روشن است .
( 48477 - 48474 ) 32 - عذرى است براي كسى كه خود را بدان منسوب بدارد ، يعنى هر كس قرآن را عذر خود قرار دهد ، ومدّعى شود كه دست اندر كار حفظ وتفسير آن ويا كارى نظير اينهاست وبدين وسيله از قبول تكاليف ديگرى كه در خور أو نيست ويا براي أو رنجآور است سرباز زند ، عذرش مقبول وموجب رهايى اوست ، سخن مذكور مانند اين است كه : به كسى كه در صدد آزار ديگرى است گفته شود :
سزاوار تو نيست أو با بيازارى زيرا أو از حافظان قرآن كريم واز دانايان علوم آن است ، واين گفتار سبب ترك آزار أو گردد .
( 48482 - 48478 ) 33 - حجّت است براي كسى كه از آن سخن بگويد .
( 48487 - 48483 ) 34 - گواه حقّ است براي كسى كه به وسيله آن با دشمن ستيزه كند .
( 48492 - 48488 ) 35 - پيروزى است براي كسى كه به آن استدلال كند ، معناى سه جمله مذكور نزديك به يكديگر است ، اطلاق واژه فلج ( پيروزى ) بر قرآن از نظر استدلال به آن ، از باب اطلاق نام غايت ( نتيجة ) بر ذي الغاية ( نتيجة دهنده ) است ، زيرا پيروزى نتيجة استدلال به قرآن است ، واژههاى شاهد وحجّة اعمّ از برهان است .
( 48496 - 48493 ) 36 - نگهدارنده كسى است كه به آن عمل كند ، يعنى كساني كه در دنيا حامل معارف قرآن وحافظ آيات آنند ، قرآن در قيامت حامل ونگهبان آنهاست ، امام ( ع ) اين معنا را كه قرآن در روز رستاخيز اين گونه كسان را از عذاب روز
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 834
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٨٣٤