وحى أو ، وپيك رحمت اوست .
أمّا بعد : من شما را به تقواى خداوندى سفارش مىكنم كه آفرينش شما را آغاز كرد ، وبازگشت شما به سوى أو ، وبرآوردن خواستهاى شما به عنايت اوست ، رغبت وآرزوى شما به أو منتهى مىشود ، وراه راست شما به أو ختم مىگردد ، وبه هنگام ترس وبيم به أو پناه مىبريد .
همانا تقوا وپرهيزگارى داروى بيمارى دلهايتان ، وبينايى براي كورى قلبهايتان ، وبهبودى براي بيمارى بدنهايتان ، ودرمان تباهى سينههايتان ، وپاكيزه كننده آلودگى جانهايتان ، وزداينده تاريكى چشمانتان وايمنى براي ترس دلهايتان وروشنى در برابر سياهى تيرگيهايتان مىباشد .
پس فرمانبردارى خداوند را پيراهن زير قرار دهيد نه جامهرو ، بلكه آن را زير پيراهن جزء بدنتان قرار دهيد وميان دندههايتان جا دهيد ، وبر كارهايتان فرمانروا گردانيد وآن را براي ورود به آبشخورتان ، وواسطه براي رسيدن به درخواستهايتان ، وسپر براي ترس وبيمتان ، وچراغ درون گورهايتان ، وآرامش براي طول وحشت وهراستان ، وگشايشى براي اندوه منازل سخت خويش قرار دهيد ، زيرا فرمانبردارى خداوند نگهدارنده از مهلكههايى است كه از هر سو احاطه دارد ، ووسيله ايمنى از مواقف هراسناكى است كه انتظار آنها مىرود ، وگرمى آتش كه زبانه مىكشد .
پس هر كه تقوا را پيشه خود كند شدايد وسختيها كه در كنار أو قرار دارد از أو دور ، وكارها پس از تلخكامى براي أو شيرين وگوارا مىگردد ، وأمواج گرفتاريهاى پياپى بر طرف ودشواريهاى جانفرسا برايش آسان مىشود ، وكرامت وبزرگوارى پس از محروميّت از آن ، همچون باران دانه درشت بر أو مىبارد ، ورحمت وعطوفت خداوند كه از أو باز گرفته شده بود شامل حال أو مىگردد ، وچشمههاى نعمت پس از فرو نشستن به جوشش در مىآيد وبركت پس از قطع شدن آن ، مانند باران به فراوانى بر أو ببارد .
بنا بر اين از نافرمانى خداوندى كه شما را با پند خود سود بخشيده ، وبا فرستادن پيامبران اندرز داده ، وبا نعمتهاى خود بر شما منّت نهاده بترسيد ،
و
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 806
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٨٠٦