تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 748

مساهمون:

ص٧٤٨
آنچه خداوند بر آنان حرام كرده چشم پوشيده‌اند ، وگوشهاى خود را به دانشى كه آنان را سود رساند فرا داده‌اند ، در برابر سختى وبلا مانند كساني هستند كه از آسايش ورفاه برخوردارند ، واگر اجل ومدتي را كه خداوند براي آنان معيّن كرده نبود ، جانهايشان در بدنهايشان از شوق ثواب وبيم عقاب يك لحظه آرام نمىگرفت ، پروردگار در نظر آنان بزرگ است از اين رو آنچه جز اوست در ديده آنان كوچك است ، آنها مانند كسى هستند كه بهشت را ديده ودر آن مشغول تنعّم است ، وآتش دوزخ را نگريسته ودر آن معذّب است ، دلهاى آنها اندوهناك است وديگران از آزارشان ايمنند ، بدنهاى آنها لاغر ، ونيازهايشان اندك ، وروحشان عفيف وپاكيزه است ، روزهاى كوتاهى شكيبايى كردند ودر پى آن به آسايشى طولانى رسيدند ، اين داد وستد پرسودى است كه پروردگارشان براي آنها فرآهم ساخته است ، دنيا آنان را خواستار شد ليكن آنها آن را نخواستند ، دنيا آنان را أسير وگرفتار خود كرد ، وآنها با دادن جان خود را از آن رها ساختند . امّا شب را ( براي نماز ) بر پا ايستاده‌اند ، قرآن را با تأمل وانديشه مىخوانند ، با خواندن آن دلهاى خود را اندوهگين مىسازند ودرمان درد خويش را از آن مىجويند ، هنگامى كه به آيه‌اى رسند كه اميد برانگيز است به آن اعتماد مىكنند ، ودل به آن مىبندند ، وبا شوق بسيار بدان مىنگرند وگمان مىبرند آنچه آية مژده مىدهد در برابر چشم آنها قرار دارد وچون به آيه‌اى برخورد كنند كه بيم دهنده وترس انگيز است گوش دل به آن مىدهند چنان كه گويا صداى نفس كشيدن جهنّم در بيخ گوش آنها طنين - افكن است ، آنها قامت را خم كرده به ركوع مىروند ، وپيشانى وكف دست وزانوها وانگشتان را بر زمين مىسايند وسجده مىكنند وآزادى خويش را از آتش دوزخ از خداوند مىطلبند . امّا در روز آنها بردبارانى دانا ، ونيكوكارانى پرهيزگارند ، ترس از خدا بدنهاى آنها را مانند چوبه تير تراشيده ولاغر كرده وچون بيننده به آنها بنگرد مىپندارد اينان بيمارند در حالي كه هيچ گونه بيمارى ندارند ، بيننده مىگويد اينها